نهم ذی‌الحجه؛ روز عرفه و شهادت مسلم‌بن‌عقیل
یکشبه 25 آذر 1397

روزشمار محرم؛

نهم ذی‌الحجه؛ روز عرفه و شهادت مسلم‌بن‌عقیل

نهم ذی‌الحجه؛ روز عرفه و شهادت مسلم‌بن‌عقیل
کد خبر: 264959/ کدخبرنگار : 24/ تاریخ انتشار: 1396/06/09 ساعت: 9:54 AM


مسلم‌بن‌عقیل در نهم ذی‌الحجه مصادف با روز عرفه به شهادت رسید. نهم ذی‌الحجه؛ روز عرفه و شهادت مسلم‌بن‌عقیل



به گزارش سرویس فرهنگ وهنر  صبح قزوین،مسلم‌بن عقیل با حدودچهارهزار نفر قیام کرد و این در حالی بود که عبیدالله در قصرش جز سی نگهبان و بیست تن از خویشانش کسی نداشت.


تبلیغات، تهدیدات، سست عنصری، دنیازدگی و ترس، یاران مسلم را به عافیت و گریز کشاند و نماز مغرب فرزند عقیل تنها با سی تن برگزار شد. پس از نماز ده تن باقی ماندند و هنگامی که به کوچه‌های کنده رسید تنها شد.

شعار مسلم هنگام قیام «یا منصور اَمِت» بود. مسلم به خانه طوعه در محله قبیله کنده پناه برد. فرزند طوعه، بلال-به امید صله و جایزه، خبر پناهندگی مسلم را به عبدالرحمن‌بن‌محمد‌بن‌اشعث در دارالاماره رساند و عبدالرحمان به پدرش که در کنار عبیدالله‌زیاد بود باز گفت و عبیدالله فرمان داد تا دستگیرش کنند.۷۰ تن برای دستگیری مسلم گسیل شدند.


مسلم در حلقه محاصره قرار گرفت و از خانه بیرون آمد. پس از نبردی سنگین، زخمی شد. سنگ‌بارانش کردند و پس از آن با دسته‌های نی آتش بر سر او ریختند. دیگر بار جنگید امانش دادند و پس از دستگیری به کاخ عبیدالله آوردند. مسلم به محمد‌بن اشعث گفت:اکنون که امانی نیست لااقل از جانب من مردی را بفرست تا حسین (ع) را بگوید که به کوفه نیاید.


مسلم نخستین شهید از انقلاب کربلاست که رجز خواند. وی را به نزد عبیدالله آوردند. در آستانه دارالاماره آب طلبید. آب آوردند، اما نتوانست بنوشد که دندان‌های پیشین در ظرف آب افتاد. مسلم گفت:حمد خدای را که اگر جزو روزی من بود از آن نوشیده بودم. مسلم را به قصر آورند گفتند به امیر سلام کن. گفت:اگر قصد کشتن من دارد از سلام چه سود؟ و اگر چنین قصدی نداشته باشد سلام من بسیار خواهد بود.


مسلم درخواست وصیت کرد. عبیدالله‌زیاد، عمر سعد را نشان داد. مسلم سه وصیت کرد نخست آنکه هزار درهم بدهکارم آن را پرداخت کن. دوم پس از کشتن، پیکرم را بگیر تا ابن‌زیاد مثله نکند و سوم قاصدی نزد حسین (ع) بفرست و ماجرا بازگو تا فریب مردم کوفه را نخورد. عمر سعد قول داد و با آنکه پنهانی وصیت کرده بود، عمر سعد وصایای او را با عبیدالله‌زیاد بازگفت. ابن‌زیاد گفت: چه بد کردی اسرار او را فاش کردی!


این‌زیاد پس از مجادله‌ها و اهانت‌ها به مسلم، دستور داد او را بالای قصر ببرند و گردن بزنند. بکر‌بن‌حمران که با شمشیر مسلم زخمی شده بود، او را به پشت‌بام برد. مسلم تکبیر و تسبیح می‌گفت و استغفار می‌کرد. بکر ضربتی زد کارگر نیفتاد. مسلم گفت:آیا این جبران آن ضربت نبود. بکر‌بن حمران ضربتی دیگر زد. آنگاه سر او را جدا کرد و بدنش را به بازار کفش‌دوزان انداخت.


زمان شهادت مسلم‌بن‌عقیل را روز عرفه و نهم ذی‌الحجه نوشته‌اند؛ بنابراین گزارش، کاروان امام حسین (ع) احتمالا در روز نهم ذی‌الحجه به محل صفاح وارد شده‌اند. توقف امام در این محل کوتاه بوده است. صفاح میان حنین و منطقه حرم بوده است. حدود چهار یا پنج فرسخی مکه. کوه‌های میان مکه و طائف نیز صفاح نامیده می‌شوند.
امام حسین (ع) را در این منزلگاه با سپر بر دوش دیده بودند و قبایی بر شانه. از زبان فرزدق است که: «لقیتُ‌الحسین بارض‌الصفاح علیه‌الیلامق والدرق». 
عبدالله‌بن‌عمرو‌بن‌عاص در صفاح سراپرده‌ای داشت. گویا فرزدق در این محله با عبدالله دیدار داشته است. برخی ملاقات فرزدق را با اباعبدالله در این منطقه دانسته‌اند که دقیق به نظر نمی‌رسد. امام در سخنانی کوتاه تسلیم خود را در برابر قضا و اراده الهی بیان کرد.


منابع:
۱. ارشاد
۲. مقتل‌الحسین خوارزمی
۳. الفتوح
۴. کامل‌ابن‌اثیر
۵. البدایة و النهایه
۶. مقتل‌الحسین مقرم
۷. مقتل ابی‌مخنف 
۸. بحار
۹. تاریخ طبری
۱۰. الامامة و‌السیاسه
۱۱. مقتل‌الحسین بحرالعلوم
۱۲. اخبار‌الطوال
۱۳. بحارالانوار
۱۴. مروج‌الذهب
۱۵. مناقب
۱۶. تذکرة‌الخواص
۱۷. المنتخب
۱۸. نفس‌الهموم
۱۹. معجم‌البلدان
۲۰. انساب‌الاشراف
۲۱. آینه در کربلاست (محمدرضا سنگری)


انتهای پیام/1404



منبع خبر : باشگاه خبرنگاران

با کانال صبح قزوین اخبار استان و کشور را دنبال کنید


linkedin

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.