حضور نظامیان آمریکایی در کشورهای مختلف جهان چه معنایی دارد؟
شنبه 1 مهر 1396

«دولت‌های متحده آمریکا»؛

حضور نظامیان آمریکایی در کشورهای مختلف جهان چه معنایی دارد؟ + نقشه و جدول

حضور نظامیان آمریکایی در کشورهای مختلف جهان چه معنایی دارد؟ + نقشه و جدول
کد خبر: 264960/ کدخبرنگار : 24/ تاریخ انتشار: 1396/06/09 ساعت: 9:58 AM


طبق اطلاعات در دسترس، بیش از ۱۹۹ هزار نیروی نظامی این کشور در مناطق مختلف جهان مشغول به خدمت هستند، خدمت به هژمونی واشینگتن.



به گزارش سرویس سیاسی  صبح قزوین ،باورش دشوار است اما امریکا تنها کشوری است که در این همه از دولت‌های دیگر، نیروی نظامی دارد. فکر می‌کنید دلیل حضور ۱۵% از سربازان آمریکایی در خارج از مرزها چیست؟ یک دلیل بیشتر ندارد: حضور سربازان آمریکایی یکی از پیش شرط‌های نانوشته حمایت سیاسی و اقتصادی واشینگتن از دولت‌ها است. لازم به ذکر نیست که همه واقعیت‌های جهان در اسناد حقوقی نوشته نمی‌شود.

ژاپن با نزدیک به ۴۰ هزار نیرو، آلمان با بیش از ۳۴ هزار و سپس کره جنوبی (که از ۲۳ تا ۲۸ هزار نقل شده) بیشترین میزان سربازان آمریکایی را در خود جای داده‌اند. سه مرکز عمده تمرکز نیروها اروپای غربی، شرق آسیا و جنوب غرب آسیا (خاورمیانه) است. ترتیب آغاز اعزام نیرو به این سه منطقه نیز تقریباً به همان صورتی است که از آنها نام بردیم.

سه مقطع زمانی اصلی که بیشترین اعزام نیرو به مناطق مختلف جهان از سوی واشینگتن صورت گرفته، عبارت است از: جنگ جهانی دوم در دهه ۱۹۴۰ میلادی و پیامدهای پس از آن به ویژه جنگ‌های نیابتی با شوروی در چند کشور، عقب‌نشینی نیروهای انگلیسی در اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی از مناطق شرق کانال سوئز و نهایتاً حملات یازده سپتامبر ۲۰۰۱ که بهانه آغاز جنگ بین‌المللی علیه تروریسم شد.

نکته مهم اینجا است که برای رسیدن اولین چکمه آمریکایی به خاک هر سرزمین، دلیل و بهانهای وجود داشته که به نظر میرسیده نهایتاً طی چند سال رفع میشود و نیروهایی که آمدهاند، رفتنیاند. اما به هر صورت، آمریکاییها ماندنی شدهاند و گویی یک کشور دیگر را به ایالات خود اضافه کردهاند.

یادمان نمی‌رود که اصل استقرار مهاجران در قاره آمریکا که به تدریج به شکل‌گیری کشور کنونی ایالات متحده انجامیده است، با اعزام نیروی نظامی در کنار مهاجران و قتل عام سرخپوستان صورت گرفت و باقی‌مانده بومیان نیز تصور نمی‌کردند این مهمانانِ ناخوانده پس از استقرار، با روش‌هایی از جمله شیوع‌دادن بیماری‌های مهلک به کنترل تمام سرزمین آنها موفق خواهند شد.

علاوه بر آنچه گفته شد، با ملاحظه این نقشه و نقاط پررنگ و کمرنگ آن، دست‌کم پنج نتیجه مهمِ دیگر نیز به دست می آید که هر یک جای بحث و تأمل فراوان دارد:

۱- پیش به سوی دولت‌های متحده آمریکا

هدف واشینگتن و باند سیاسی-اقتصادی-نظامی ِ حاکم بر آن مشخص است: سلطه بر تمام جهان. سیاستمداران آمریکایی که با مقامات سایر کشورها دیدار می‌کنند، صرفاً پیش قراول و نماینده یک باند بزرگ و قدرتمند هستند و برای منافع آنها چانه‌زنی می‌کنند.

پس از فروپاشی شوروی، برنامه حرکت گام به گام به سمت شرق از سوی کاخ سفید در حال اجرا است و به ویژه پس از روی‌کارآمدن اوباما، مسیر مشخصی به خود گرفته است.

دانلود جدول کامل نیروهای نظامی آمریکا در ایالت‌های مختلف و کشورهای گوناگون به نقل از DMDC

۲- آمریکا به هیچ کس اعتماد نمی کند جز نظامیانش

آنچه از بیرون به چشم می‌خورد، کشورهایی است که در ائتلاف سیاسی با واشینگتن هستند و هر یک شاید احساس می کنند در بازی جهانی مشارکت داده شده‌اند و مقامات آنها از این بابت خرسندند و آن را نوعی عزت برای کشور خود در سطح بین‌المللی می‌دانند. اما با ملاحظه این نقشه کاملاً قابل فهم است که آمریکا به هیچ کس اعتماد نمی‌کند و با هیچ کس ائتلاف ندارد به جز نظامیانش.

تا وقتی نظامیان آمریکایی در یک کشور نباشند و از همه چیز به آمریکا خبر ندهند، هیچ همکاری مؤثری حتی با دولت‌های متحد صورت نخواهد گرفت. حتی زمانی که یک دولت همه‌گونه با واشینگتن راه می‌آید، باز هم مورد اعتماد کاخ سفید قرار نخواهد گرفت.

۳- محاصره روسیه و چین

مسکو و پکن، صدای چکه‌های آمریکایی را در بیخ گوش خود می‌شنوند. بسیاری از کشورها که به دلیل نزدیکی با این دو قدرت، همکاری‌های سیاسی و اقتصادی وسیعی با این دو داشته‌اند، به تدریج زیر سیطره منافع آمریکا قرار می‌گیرند و این به صورت غیرمستقیم، منافع روسیه و چین را تهدید می‌کند. برای هر منطقه و خرده‌منطقه در اطراف این کشورها، پیشروی آمریکا با سیاست ویژه‌ای پیش می‌رود، گاهی با وقوع انقلاب‌های رنگی در اوکراین و گرجستان، گاهی با دامن‌زدن به تنش در شبه‌جزیره کره. مهم این است که پیامد هر دو واقعه، تقویت نفوذ و سلطه آمریکا است و البته شکی نیست که در رخ‌دادن این تحولات، نخبگان داخلی و حاکمان کشورهای یادشده نیز بی‌تقصیر نیستند.

۴- حلقه بزرگ ولی غایب: ایران

حلقه محاصره روسیه و کشورهای روسگرا تکمیل است و فقط یک غایب بزرگ دارد که مهمترین سرزمینِ خالی از نیروهای آمریکایی در خاورمیانه نیز به شمار می‌رود یعنی ایران. ترکیه با ۱۳۵۰ سرباز آمریکایی، اردن با ۱۱۳۰، عراق با ۶۱۳۷، کویت با بیش از ۷ هزار نیرو، قطر با بیش از هزار نیرو، عربستان سعودی با نزدیک ۵۰۰ نفر که حدود یک پنجم آنها از نیروی هوایی آمریکا هستند، پاکستان با ۱۰۳ سرباز، افغانستان با بیش از ۱۰ هزار نیروی آمریکایی و ... همگی طعم چکمه‌های آمریکایی را چشیده اند.

ایران با نپذیرفتن سلطه آمریکایی‌ها، دو نقشه ایالات متحده را به صورت همزمان خراب کرده: یکی تکمیل هژمونی بر خاورمیانه و دیگری تکمیل حلقه محاصره روسیه و دول روسگرا. بنابر این اصلاً عجیب نیست که ایالات متحده تا این حد ایران را تحت فشار قرار می دهد.

۵- به وعده‌های نامزدهای رؤسای جمهور نمی‌توان اعتماد کرد، به ویژه در حوزه سیاست خارجی

اوباما از لشگرکشی‌های بوشِ پسر گلایه داشت و دائما می‌گفت نیروهای نظامی ما باید از عراق خارج شوند، اما همان‌گونه که گفته شد، آنها هنوز آنجا هستند. اصلاً خیالتان را راحت کنیم: تا زمانی که قرارداد شرکت‌های آمریکایی تمام نشده، این نیروها برای محافظت از آنها باقی خواهند ماند. عمده این قراردادها در زمان پل برمر حاکم نظامی بر عراق پس از اشغال این کشور منعقد شد. اوباما یک بار دیگر نیز در قضیه پاپس‌کشیدن از حمله به سوریه پس از حمله شیمیایی مشکوک، تأکید کرد ایالات متحده پلیس جهان نیست، اما اگر این نقشه را به او نشان می‌دادیم، حتماً از پاسخ درمی‌ماند.

ترامپ نیز در ماه‌های مبارزه انتخاباتی چندین بار اعتراض کرد که چرا باید واشینگتن هزینه این‌همه نیروی خود را در خارج از کشور بدهد؟! اما از آنجا که او می‌خواهد جای پای خود را در ورود به باند سیاسی-اقتصادی-نظامیِ حاکم بر ایالات متحده محکم کند، همه وعده‌هایش را پس از آغاز به کار فراموش کرد و نه تنها تا به حال برنامه‌ای برای کاهش نیروها در خارج از مرزها نداشته، بلکه همین چند روز پیش خبر از اعزام نیروهای جدید به افغانستان داد (پیش‌تر نیز نیروهای جدیدی به سومالی و فیلیپین اعزام کرده بود) و تازه علاوه بر هزینه مالی، با عملیات‌های بی‌برنامه بر تلفات و هزینه‌های انسانی آمریکا در خارج از مرزها نیز افزوده است.

کدام هدف بزرگ در پشت پرده اعزام این همه نیرو به سراسر جهان قرار دارد که آمریکا حاضر است با وجود بدهی دولتی و دست و پنجه نرم‌کردن با مشکلات مختلف داخلی، همچنان برنامه گذشته را ادامه دهد؟ حدس‌زدنش خیلی مشکل است!؟ اگر در کوتاه‌مدت هزینه چالش با این هدف خطرناک را به جان نخریم، در بلندمدت و پس از تکمیل این هژمونی که لبخندهای فریبنده آمریکا به جهان ناگهان به فرمان‌های آمرانه تغییر خواهد کرد، چه هزینه‌ای برای سازش خود خواهیم داد؟



انتهای پیام/1404



منبع خبر : مشرق

با کانال صبح قزوین اخبار استان و کشور را دنبال کنید


linkedin

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.