۱۴/جمادى الآخر/۱۴۴۳

-

۱۴۰۰/۱۰/۲۷ دوشنبه

صبح قزوین ارتباط اساطیری آب و آتش در شاهنامه
کد خبر: ۳۸۱۳۷ تاریخ انتشار: // ساعت: : ↗ لینک کوتاه

گذری بر آثار کهن؛

ارتباط اساطیری آب و آتش در شاهنامه

آب و آتش دو عنصر متضادند که نهایتا در هم نفوذ می کنند و یکی می شوند؛ آنها مظهر همه اضداد در جهان عنصری هستند. در حالت تضاد، گرم و مرطوب و برای زندگی ضروری اند.

ارتباط اساطیری آب و آتش در شاهنامه
صبح قزوین؛ افراد بسیاری گمان می کنند حماسه ملی وشخصیت های اسطوره ای ما در هزار سال پیش به دست توانای شاعری حکیم از خطه خراسان آفریده شده است.
حکیم فردوسی با تسلط کامل بر زبان و شعر فارسی و با کمک قوه خلاقه خویش برای نجات زبان فارسی و ملیت ایرانی شاهنامه را خلق کرد و شخصیت ها و داستانهای ماندگاری را آفریده و به فرهنگ ایرانی هدیه داد.
اما چنین تصوری خطا و اشتباه و دور از واقعیت است.
در جلالت قدر و عظمت فردوسی بزرگ هیچ تردیدی نیست اما او فقط سراینده شاهنامه بوده است و نه خالق آن!! شاهنامه که بزرگترین حماسه ملی ماست.
مجموعه بی نظیری از همه وجوه زندگی ایرانی است.
  Shahname-Ferdowsi-2   نه تنها شرح پهلوانی ها و جانبازی ها،جشن ها و سوگ ها، پیروزی و شکست هاست که بیانگر تفکرات،اعتقادات و باورهای قوم ایرانی نیز هست.
داستان بیژن  و منیژه، از نخستین اشعاری است که فردوسی سروده است.
در این داستان منیژه، دختر افراسیاب، بیژن، پهلوان ایرانی را همراه خویش و پنهانی به توران می برد.
چون افراسیاب از این رسوایی آگاه می شود بیژن را در چاهی زندانی می کند.
سنگ اکوان دیو را بر سرچاه می نهد و منیژه را نیز از خانه بیرون می کند.
سرانجام کیخسرو، در جام معروف خود، زندان بیژن را می یابد و رستم برای نجات او به توران می رود و.
.
.
ماجرا با پایانی خوش خاتمه می یابد.
آنچه پیش رو دارید، براساس هدف اصلی " چهره اساطیری آب و آتش در شاهنامه" و فصل اول مقاله شامل مفاهیم اساطیری آب و آتش در ایران باستان است.
  images (3)   ادبیات سرزمین ایران، ادبیاتی است همانند ادبیات سرزمین های دیگر ملل و آن، از بطن زیست مردم جامعه و فرهنگ عمومی آنان برخاسته است.
البته تفاوت های شایان توجهی نیز بین ادب عامه و فرهنگ عامه ایران با سایر ملل هست.
در پژوهش عمومی فرهنگ عامه آمده است:" گستره فرهنگ عامه مردم ایران که از سطح نازل تعاریف پذیرفته شده اصطلاح" فولکلور" نسبت به گذشته فاصله گرفته است، مشخصه و کنشی آئینی دارد و آبشخور رود و تداوم آن در وجه غالب، نه تنها اسطوره ای و آئینی است که از رگه های پرخاش نیز خالی نیست.
این بافت، با نمودها و نشانه های قبیله ای کوچک دست نخورده فی المثل در استرالیا و یا سرزمینی چون آلمان که از جهت فرهنگ و تمدن بس دگرگونی یافته و چند سویه"نو" شده است، بسیار متفاوت است".
اسفندیار نیز یکی دیگر از مظاهر اسطوره در ادب پارسی است.
اسفندیار روئین تن است و حکایت های زیادی از چگونگی این روئین تنی آمده است.
اسفندیار را در آبی غسل می دهند و او چشم هایش را می بندد چون آب به چشم هایش نمی رسد، چشم ها از گزند آسیب در امان نمی مانند.
سپس در جنگ رستم و اسفندیار وقتی رستم روز اول زخم های عمیق از جنگ بر می دارد نزد پدر(زال) می رود و پدر از سیمرغ می خواهد مرهمی برای زخم های رستم به او بدهد و او را راهکاری نشان دهد تا بتواند اسفندیار را از پای درآورد.
آب و آتش: آب و آتش دو عنصر متضادند که نهایتا در هم نفوذ می کنند و یکی می شوند؛ آنها مظهر همه اضداد در جهان عنصری هستند.
در حالت تضاد، گرم و مرطوب و برای زندگی ضروری اند، اما "آب شعله ور" یعنی وحدت اضداد.
آب و آتش تداعی گر دو اصل مهم آسمان پدر و زمین مادر هستند، هر چند که آسمان پدر می تواند نشان دهنده رطوبت بارور کننده باران باشد، که بر زمین می بارد.
آمیزه آب و شراب یعنی آمیزه طبیعت الهی و بشری یا اختلاط ظاهری الوهیت و بشریت.
۱ شاهنامه و خدای نامه نام کهنتر این کتاب که در دوره ساسانی آن را به این اسم می خوانده اند خدای نامه است.
به عبارت دیگر نامه خدایان یا شرح احوال شاهان.
اما اینکه چرا چنین شرحی را خدای نامه می گفتند قائل شدن تبار ایزدی و خدایی برای فرمانروایان در عصر پیش از اسلام است.
خدای نامه در این کتاب نام پادشاهان سلسله های ایرانی و وقایع زمانهای مختلف را، آمیخته با افسانه ضبط کرده بودند.
عناصر تشکیل دهنده خدای نامه عبارت بودند از: ۱- داستان ها و اسطوره های کهن هندو ایرانی و اقوام ایرانی که در آنها شرح اعمال قهرمانان قدیم و کشمکش های قبایل گوناگون و دخالت خدایان به طرفداری از پرستندگان آنان و غیره آمده بوده است و نمونه آنها را در اوستا می یابیم، مانند داستانهای جمشید و ضحاک، جنگ های ایرانیان و تورانیان یا تیراندازی آرش و اژدها کشی گرشاسب و.
.
.
گهواره این هسته اصلی تاریخ افسانه ای ایرانیان مشرق ایران بزرگ بوده است.
  download   ۲- در زمان اشکانیان این روایات که می توان آنها را روایات کیانی نامید، با روایات مربوط به شاهان و قهرمانان اشکانی در هم آمیخت و بدین گونه می بینیم که گیور ،گودرز، میلاد و بیژن به صورت قهرمانانی در خدمت دربار پادشاهان کیانی در می آیند و رقابتهای خاندان های اشکانی مانند خاندان توس و گودرز در افسانه های کاووس منعکس می گردد.
۳- در زمان ساسانیان نیز شرح حال پادشاهان و اعمال قهرمانی آنان افسانه وار به خدای نامه افزوده شد.
در دوران اسلامی خدای نامه با عنوان هایی مانند سیرالملوک یا سیر الملوک الفرس و غیره به عربی ترجمه شد و دست کم می توان به وجود نه ترجمه و اقتباس از خدای نامه به عربی پی برد و این ترجمه ها ماخذ عمده تاریخ نویسان دوره اسلامی مانند طبری، مسعودی، ابن قتیبه، بلاذری، حمزه اصفهانی و ثعالبی و دیگران قرار گرفت.
در قرن چهارم هجری بود که ترجمه های خدای نامه و همینطور اصل پهلوی آن مورد استفاده قرار گرفت و از آنجا که بیم نابودی و فراموشی اساطیر و داستانها و این کتاب ایران باستان در میان بود در سال ۳۴۶ هجری امری بسیار مهم روی داد و آن به نتیجه رسیدن حاصل کوشش چند تن از موبدان و دهقانانی بوده است که به فرمان ابومنصور محمد بن عبدالرزاق امیر توس و سپهسالار خراسان به ترجمه خدای نامه به نثر پارسی دست زده بودند و حاصل کارشان شاهنامه ابو منصوری خوانده شد.
شاعری به اسم دقیقی که محتملا از اهالی توس بوده است آمادگی خود را برای به شعر درآوردن شاهنامه به ابومنصور اعلام می کند اما دقیقی مدتی بعد از شروع به سرایش شاهنامه کشته شد.
  images   این فردوسی بزرگ بود که با عشقی که به میهن و سرزمین اهورائی ایران داشت کار به نظم کشیدن شاهنامه را که دقیقی آغاز کرده بود ادامه داد.
در این راه هم از شاهنامه ابومنصوری هم از متون پهلوی ساسانی، روایات شفاهی و اصل پهلوی خدای نامه بهره برد و با امانتداری کامل در نقل منابع خود سه دهه از عمر خود را با همه مصائب و سختیها در این راه ایثار کرد.
ضمن اینکه به نام های رستم و اسفندیار در متون باستانی پیش از اسلام(پهلوی و اوستایی و سغدی) اشارات روشنی هست.
آب و آتش، اساس عمل عبادی روزانه "خوشبختانه از رهگذر مقایسه قدیم ترین عناصر موجود در نوشته ها و رسوم عبادی زرشتی با قدیم ترین آثار دینی هند(به ویژه ریگ ودا) و رسوم عبادی برهمنی، نکات بسیاری می توان دریافت.
با مقایسه این مطالب گوناگون می توان ارکان دین هند و ایرانی نخستین را بازسازی کرد.
۲ مری بویس در ادامه توضیحات خود پیرامون معتقدات کهن هند و ایرانیان ادامه می دهد" نثارهای آب و آتش" اساس عمل عبادی روزانه ای را تشکیل می داده اند که ایرانیان آن را یسنه و هندوان یجنه(از ریشه فعلی Yaz- به معنای قربانی پرستش) می نامیده اند"۳٫ در این مراسم برای زئوثره آتش حیوانی را قربانی می کردند.
نزد آنان میان انسان و جانوران حس قوی خویشاوندی وجود داشت که در بخشی دیرینه از آیین عبادی یسنه با این عبارت از آنها یاد شده است.
۴ "گرامی می داریم روان های خود و روان های چارپایان که مایه پرورش ما هستند و روان های جانوران وحشی بی آزار را.
در میان ایرانیان این باور پدید آمد که روان جانورانی که با مراسم تقدیس می میرند، به موجودی ایزدی می پیوندد که آنان، وی را گئوش اورون به معنای" روان گاو" گرامی می داشتند.
روان گاو را برای همه جانوران سودمند روی زمین، در حکم نگاهبان تصور می کردند و نیز در حکم ایزدی که به پرورش آنها مدد می رساند.
"۵   images (1)   کتسیاس طبیب و مورخ دربار پادشاهان میانی هخامنش می گوید که کوروش مدتی از طرف آستیاگ، آخرین پادشاه ماد به سفارت نزد کادوسیان(مردم بومی سگ پرست گیلان، کاسپیان) رفته بود و مردم وی را فرزند قهرمان بزرگ پیشینشان، یعنی آترادات، مخلوق آتش)- که همان گرشاسپ و رستم شاهنامه است- به شمار می آوردند.
هوشنگ(هئوشینگه) اوستا نیز همان زرتشت است از معنی لفظی نام او و لقبش و همچنین از اسطوره های آتش مربوط به وی پیداست: فردوسی به درستی نام هوشنگ را از کلمه هوش گرفته است چه این نام به لغت اوستایی به معنی بسیار هوشیار و کوشا در هوشمندی است.
پس اوستا شناس بزرگ آلمانی فردیناند یوستی در این امر که آن را به معنی فراهم آورنده منازل نیکو معنی نموده، راه خطا پیموده و مقلدین ایرانی اش را دچار لغزش نموده است.
منابع: ۱- کوپر- جی سی، فرهنگ مصور نمادها- اساطیر- رویاها، رسوم و ایما و اشاره، انتشارات جیحون، سال نشر۱۳۷۸، ص ۵ ۲- مری بویس، زردشتیان، باورها و آداب دینی انها، انتشارات ققنوس، چاپ هفتم، ص ۲۵ ۳-مری بویس، زردشتیان، باورها و آداب دینی انها، انتشارات ققنوس، چاپ هفتم، ص ۲۷ ۴- کزازی، میرجلال الدین؛ چهره زردشت در خارج از مرزهای ایران؛ سخنرانی در مراسم بزرگداشت سه هزارمین سال فرهنگ زردشتی؛ دانشگاه تهران، زمستان۱۳۸۲٫ ۵-http://www.
Azargoshnasp.
Net /pasokhbehanirani/keyvanpasokhbehsulmaziygdr.
htm نویسنده: محمودی، شهلا، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی انتهای پیام/۳۰۰۷

دیدگاه ها

اخبار استان قزوین
اخبار ایران و جهان