۲۱/ذو القعدة/۱۴۴۵

-

۱۴۰۳/۰۳/۰۹ چهارشنبه

صبح قزوین پرچم اباعبدالله (ع) را محکم و با اراده در هیات‌ به اهتزار درآورید
کد خبر: ۳۶۷۱۳۳ تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۱۱/۲۲ ساعت: ۰:۱۰ ↗ لینک کوتاه

فرازی از وصیت‌نامه شهید «حجت اسدی»؛

پرچم اباعبدالله (ع) را محکم و با اراده در هیات‌ به اهتزار درآورید

در وصیت‌نامه شهید مدافع حرم «حجت اسدی» می‌خوانیم: «پرچم اباعبدالله (ع) را محکم و با اراده در هیات به اهتزار درآورید، سال‌های سال با نیت و خلوص بیشتر، چراغ هیات را روشن نگه دارید و نگذارید شیطان و نفس موجبات اختلاف و کم‌سو شدن چراغ هیات را فراهم کند ...»

پرچم اباعبدالله (ع) را محکم و با اراده در هیات‌ به اهتزار درآورید

به گزارش حوزه فرهنگ و هنر پایگاه خبری تحلیلی «صبح قزوین»، سی‌ام شهریور ماه سال ۱۳۶۰ در قزوین به دنیا آمد، پدرش محمد علی و مادرش صدیقه سیاه پوش نام داشت، تا پایان دوره متوسطه درس خواند، فروشنده محصولات فرهنگی و طلبه حوزه علمیه بود، در تاریخ ۲۶ اسفند ماه سال ۱۳۷۹ ازدواج کرد و دارای ۳ فرزند پسر بود. این شهید بزرگوار به عنوان بسیجی مدافع حرم در جبهه دفاعی سوریه حضور یافت، دوم اسفند ماه سال ۱۳۹۴ در زینبیه دمشق و درگیری با گروهک داعش بر اثر اصابت تیر و ترکش و جراحات وارده شهید شد و مزار او در گلزار شهدای قزوین واقع است.

متن وصیت‌نامه شهید حجت اسدی:


بسم رب‌الحسین (ع). اینجانب حجت اسدی در کمال صحت و سلامتی وصیت‌نامه ذیل را در بیستم بهمن سال نود و چهار مرقوم نموده‌ام. امید است مورد توجه قرار گیرد: بنده d حقیر پس از سال‌ها حسرت و به دل داشتن آرزوی عاقبت به خیری و شهادت در راه خدا امیدوارم و در حالی این وصیت‌نامه را می‌خوانید که توفیق شهادت نصیب من حقیر گردیده باشد و الا که ان شاءالله در راه خدمت به اسلام و مکتب اهل‌بیت از این دار فانی وداع گفته باشم.


بعد یک عمر نوکری و ذاکری در خانه اهل‌بیت و امام حسین (ع) از ارباب بار‌ها خواسته‌ام که مزد قبولی نوکری‌ام را شهادت عنایت فرماید. لیاقتی که برای بندگان عاص همچون من که عمرم را به گناه و معصیت سپری کردم خیلی دست‌نیافتنی و سخت شده است. اما امیدوارم در دفاع از حرم اهل‌بیت بالاخص عمه جان امام زمان (عج) اولیا مخدره بی‌بی زینب کبری (س) این مزد عبد عاص داده شود؛ و ما بعد، اول: از پدر و مادرم عذرخواهی و حلالیت می‌طلبم که میدانم فرزند و اولاد قابل تکیه و دست‌گیری نبودم و باعث آزرده خاطری ایشان در بعضی اوقات شدم.

دوم: از همسر باوفا و مهربان و همراه من که تو این سال‌ها به واقع همیشه در تمام مشکلات زندگی و سختی‌ها دوشادوش من بوده و بهترین رفیق و همراه من بوده که در خیلی از موارد از خواسته‌های خودش بخاطر من گذشت کرده و با اخلاق من ساخته است، کمال تشکر را دارم و امیدوارم بخاطر همه کاستی‌ها، کمبودها، بداخلاقی‌ها مرا حلال کند و از اینکه نتوانستم تا آخر کنارش باشم، مرا ببخشد.


سوم: از پسرانم محسن و مجتبی و محمدحسین خیلی عذر می‌خواهم بخاطر اینکه پدری خوب برایشان نبودم و نتوانستم حق پدری را آنطور که باید و شاید در حقشان ادا کنم. خواهشی که دارم این است که از مادرتان به خوبی و به نحو احسن و مثل دو تا چشمتون مراقبت کنید و نگذارید غصه و غم پیرش کند. خیلی مواظب مادرتان باشید و همه جوره ازش مراقبت کنید.


چهارم: از همه بچه‌های هیات حسین جان، بخاطر کم‌کاری، بداخلاقی و احیانا حق‌الناس که بر گردن بعضی‌ها مونده و نشد حلالیت بطلبم عذرخواهی می‌کنم و حلالم کنید. محکم و با اراده پرچم اباعبدالله (ع) را در هیات به اهتزار درآورید و سال‌های سال با نیت و خلوص بیشتر، چراغ هیات را روشن نگه دارید و نگذارید شیطان و نفس موجبات اختلاف و کم‌سو شدن چراغ هیات را فراهم کند. انشاءالله عاقبت به خیری و شهادت نصیب همه ما شود.


در آخر سفارش می‌کنم خودم و همه را به رعایت تقوای الهی. هر چند خودم اهل مراعات نبودم، ولی کلام قرآن و معصوم را همه باید انجام دهیم. خدایا ببخش گناهانی که لذتش رفت و مسئولیتش ماند. میخانه را نبستند/ جام مرا بشکستند. دیگر پس از شهیدان/ عمرم ثمر ندارد. به امید دیدار در جوار سیدالشهداء در جنت‌الحسین (ع) حلالم کنید.

منبع: بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین

دیدگاه ها

اخبار استان قزوین
اخبار ایران و جهان