پایگاه خبری صبح قزوین

آخرین اخبار استان قزوین

پدرم قبل شهادتش هدیه عروسی‌ام را داد/ استقلال کشور مهمترین دستاورد دفاع مقدس است/ هزار کتاب و ۱۰۰ نوار صوتی از پدرم به‌یادگار مانده
کد خبر: ۳۴۵۰۰۴ نویسنده: قاسم اللهیاری تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۷/۲ ساعت: ۱۳:۴۹ ↗ لینک کوتاه

فرزند شهید اللهیاری در مصاحبه با صبح قزوین:

پدرم قبل شهادتش هدیه عروسی‌ام را داد/ استقلال کشور مهمترین دستاورد دفاع مقدس است/ هزار کتاب و ۱۰۰ نوار صوتی از پدرم به‌یادگار مانده

فرزند شهید اللهیاری گفت: استقلال کشور مهمترین دستاورد دفاع مقدس بوده که به برکت خون هزاران شهید به دست آمده و ما باید میراث‌دار اقدام بزرگ شهدا باشیم.

به گزارش خبرنگار فرهنگ و هنر صبح قزوین؛ هفته دفاع مقدس یادآور حماسه‌آفرینی بزرگ مردانی است که جان خود را در طبق اخلاص گذاشته و در مسیر آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب و دفاع از خاک این مرزوبوم تقدیم کردند.

هر سال این ایام بهانه‌ای می‌شود تا با یادآوری ایثار و فداکاری شهدا و ایثارگران و جانبازان ۸سال جنگ تحمیلی، میثاقی دوباره با آرمان‌های امام و شهدا ببندیم و با زنده نگه داشتن یاد و خاطره آن حماسه‌سازان، ادامه دهنده مسیر پرافتخاری باشیم که ثمره‌اش عزت و سربلندی میهن بزرگ اسلامی ما ایران است.

در این راستا برای آشنایی بییشتر با ویژگی شهدای دفاع مقدس به سراغ فرزند شهید اللهیاری رفته و چند کلامی را با وی به گفتگو نشستیم.

قاسم اللهیاری فرزند شهید حسن اللهیاری متولد دی ماه سال 63، حدود 12 سال در اداره حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس فعالیت داشته و اکنون چند ماهی است که در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول به کار است. او یک خواهر کوچکتر از خود دارد که چند ماه پس از شهادت پدرش به دنیا آمده است.

صبح قزوین: آیا از پدر بزرگوارتان خاطره‌ای در ذهن دارید؟

اللهیاری: تقریبا یکساله بود که پدرم به شهادت رسید. قاعدتا چیز خاصی که خودم آن را درک کرده باشم به یاد ندارم؛ اما براساس آنچه از مادر، همرزمان پدر، دوستان و آشنایان شنیدم در همان دوران سربازی هم به جبهه اعزام شدند.

پدرم بعد از اتمام دوره سربازی به عضویت سپاه پاسداران در می‌آید. عملیات الفجر 8 اولین سالی بود که به صورت پاسدار با مسئولیت فرمانده گروهان شهید دستغیب شرکت کرده و طی عملیات هم به شهادت رسید.

صبح قزوین: ویژگی‌های برجسته‌ای که شهید اللهیاری داشتند و از زبان مادر یا اطرافیان شنیدید چه بود؟

اللهیاری: باتوجه به خاطراتی که مادر و اطرافیانم برایم تعریف کردند پدرم خیلی اهل مطالعه و بصیرت و روشنگری بودند. کتب خیلی زیادی از او برای من به یادگار مانده است به طوریکه شاید هزار عنوان کتاب شامل کتب شهید مطهری و کتاب‌های اعتقادی مذهبی از او در کتابخانه من موجود است.

همچنین شاید بیش از ۱۰۰ نوار کاست‌ از سخنرانان شاخص آن زمان جمع کرده بود که به آن گوش می‌داد و خیلی علاقه داشت و سعی می‌کرد مسائل را به دیگر افراد جامعه که اطلاعی از آنها نداشتند؛ انتقال دهد.

صبح قزوین: بزرگترین دستاورد دفاع مقدس در کشور و جهان چیست؟

اللهیاری: بزرگترین دستاورد دفاع مقدس این است که ما تصمیم گرفتیم هرگز زیر بار ذلت نرویم به طور مثال روزهای اخیر در بین کشورهای منطقه شاهد بودیم که پای میز مذاکره با امریکا و رژیم غاصب صهیونیسیتی نشستند و به شکل تحقیرآمیزی متنی را مبنی بر برقراری ارتباط با رژیم صهیونیست امضا کردند که حتی اختیاری در مورد نوشتن موضوع متن قرارداد نداشتند.

کشور ما 40 سال است که تصمیم گرفته این عزت و سربلندی را داشته و زیربار حرف زور و ذلت نرود. به نظرم استقلال کشور مهمترین دستاورد دفاع مقدس بوده که به برکت خون هزاران شهید به دست آمده و ما باید میراث‌دار اقدام بزرگ شهدا باشیم و قدر خون‌های ریخته شده را بدانیم و ادامه دهنده مسیر آنها باشیم.

صبح قزوین: مسئولان چه وظیفه‌ای در قبال شهدا دارند؟

اللهیاری: امروز بزرگترین وظیفه به دوش مسئولانی است که از سوی مردم انتخاب می‌شوند و متاسفانه خیلی از مردم عملکرد آنها را پای انقلاب می‌نویسند که این بزرگترین آسیب است؛ از این رو مسئولان باید با عملکرد صحیح به دنبال رفع مشکلات جامعه باشند.

از مسئولان کشور تقاضا می‌کنم پاسدار خون شهدا باشند و به وعده‌ها و قول‌هایی که پیش از انتخابات می‌دهند، عملی کنند تا مردم دلگرم به انقلابی باشند که با سختی فراوان به دست آمده است.

صبح قزوین: چهل سالگی دفاع مقدس را نماد چه چیزهایی می‌بینید؟

اللهیاری: عدد 40 در فرهنگ ما به معنای رسیدن به تکامل است. دفاع مقدس هم در 40 سالگی خودش در واقع اقتدار نظامی کشور را به دنیا تثبیت می‌کند؛ چراکه امروز همه جهان در 40 سالگی دفاع مقدس به این نتیجه رسیدند که از راه نظامی نمی‌توانند با ایران اسلامی مقابله کنند.

جمهوری اسلامی ایران به دستاوردهایی در عرصه‌های نظامی و علمی رسیده که تکمیل کننده پیشرفت‌هایی است که در طول 40 سال گذشته بدست آمده است.

صبح قزوین: دفاع مقدس و بیانیه گام دوم انقلاب چه وجه تشابهی باهم دارند؟

اللهیاری: وقتی سن شهدای دوران دفاع مقدس را بررسی می‌کنید؛ متوجه می‌شوید که میانگین سن شهدا از 13 تا 26 سال بوده است که نشان می‌دهد جنگ را شهدای ما در سن جوانی اداره کردند و حاکی از اعتمادی است که به جوانان در دوران جنگ شد؛ این در حالی است که دوران جنگ سخت‌ترین دوران هر کشوری است.

در بیانیه گام دوم انقلاب نیز مقام معظم رهبری به استفاده از توانمندی جوانان بسیار تاکید کردند و همین ارتباط بین این بیانیه و دوران دفاع است.

وقتی ما در دشوارترین حیات کشور به جوانان اتکا کرده و پیروز شدیم، اکنون هم در عرصه‌های مختلف با تکیه بر توانمندی جوانان و اعتماد کردن به آنها و واگذاری مسئولیت به قشر جوان جامعه می‌توانیم موفق شویم.

صبح قزوین: در مورد حضور پدر شهیدان در زندگی اگر خاطره‌ای دارید برای ما تعریف کنید؛

اللهیاری: اینکه گفته می‌شود شهدا زنده هستند را بارها در زندگی خود لمس کرده‌ام و یکی از روزهایی که حضور پدرم را احساس کردن روز عقدم بود.

آن روز با حضور تعدادی از اقوام، مراسمی را در منزل گرفته بودیم. برای اولین بار در طول زندگی‌ام احساس می‌کردم که خیلی دلم برای پدر تنگ شده و دوست داشتم چنین روزی در کنارم حضور داشت.

همسرم که متوجه ناراحتی‌ام شد از من سوال کرد که چرا اینقدر گرفته به نظر می‌آیی؟ به او گفتم دوست داشتم که امروز پدرم هم کنار ما بود. همسرم گفت قطعا این‌گونه است. مگر می‌شود پدری در روز عقد و عروسی فرزندش شرکت نکند. شهدا زنده‌اند و حتما امروز در این مراسم پدر تو هم حضور دارد.

تا اینکه زمان هدیه دادن شد که عموی بزرگم گفت اجازه بدهید هدیه اول را من به داماد بدهم و یک ساعت قدیمی سیکو 5 را که در جعبه‌ای گذاشته بود، خارج کرد و گفت این ساعت حسن، پدر قاسم است که روز آخری که به جبهه می‌رفت به من داد و گفت: احتمالا در این عملیات من شهید می‌شوم. تو این ساعت را روز عروسی قاسم به دستش ببند و بگو که من به یادت بوده و کنارت هستم.

با گفتن این موضوع توسط عمو حال و هوای همه حاضرین عوض شد و برای پدر صلواتی فرستادیم و من که جای خالی پدر را بسیار در آن روز احساس می‌کردم با بیان این خاطره توسط عمویم بار دیگر حضور پدر در زندگی‌ام را لمس کردم.

همچنین یکی دیگر از خاطراتم مربوط به روزی بود که یکی از دوستان پدرم را دیدم.

ماجرا از این قرار بود که چندی پیش یکی از دوستان پدر، مرا بعد از چند سال دید و گفت "یک یادگاری از پدرت نزد من است. چندین سال است که به دنبال شما بودم تا این امانتی را به شما بسپارم."

منزل او رفتیم و جانمازی با تربت کربلا به من دادند و تعریف کردند که "روز آخری که پدرت شهید شد، من قبل عملیات در منطقه نماز می‌خواندم و چون مهر نداشتم به جای آن کلوخ گذاشته بودم. شهید الله‌یاری مرا که دید جانمازش را از جیبش درآورد و گفت چرا با کلوخ نماز می‌خوانی با جانماز و تربت کربلا نمازت را اقامه کن. به او گفتم کجا می‌روی که پاسخ داد من جلو می‌روم که رفت و شهید شد و این مهر و جانماز پیش من مانده و هر وقت در زندگی دچار مشکل می‌شدم با این جانماز شهید دو رکعت نماز می‌خواندم و حال پس از سال‌ها این را به شما می‌دهم".

جانماز و مهر در منطقه جنگی برای من پیام مهمی داشت مبنی براهمیت و تاکید بر نماز اول وقت و در واقع آن جانماز برایم هدیه ارزشمندی است که بعد سال‌ها از جانب پدرم به دستم رسید.

انتهای پیام/۷۰۰۳

دیدگاه ها