پایگاه خبری صبح قزوین

آخرین اخبار استان قزوین

فرار به جلوی سیاسی جریان اصلاحات با اظهارات موسوی خوئینی‌ها!
کد خبر: ۳۴۳۲۴۸ نویسنده: محمدرضا ذاکر تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۴/۱۳ ساعت: ۱۱:۱۵ ↗ لینک کوتاه

نقدی بر یک نامه حاشیه‌دار؛

فرار به جلوی سیاسی جریان اصلاحات با اظهارات موسوی خوئینی‌ها!

کارنامه ناموفق و سراسر شک و شبهه موسوی خوئینی‌ها چه در دوران کوتاه تصدّی دادستانی کل کشور و چه در دوران مدیریت روزنامه پرحاشیه سلام و چه در تغییر ۱۸۰ درجه ای دیدگاهش در خصوص موضع جمهوری اسلامی در قبال ایالات متحده امریکا همگی گواه عدم تعادل در تحلیل و فقدان توازن در گفتار و بیان مسائل دارند.

صبح قزوین؛________محمدرضا ذاکر.

فشارهای بی امان اقتصادی در ماه‌های آخر عمر دولت تدبیر و امید، منجر به حجم قابل توجهی از توقعات و مطالبات برحق مردم برای بهبود وضع موجود شده است. در همین حین رفتار و واکنش احزاب و شخصیت‌های سیاسی به شرایط نامیمون کنونی می‌تواند در آینده و حیات سیاسی ایشان موثر باشد.

در روزهای گذشته نامه سرگشاده و بی انصاف و منطق محمدموسوی خوئینی‌ها خطاب به رهبر معظم انقلاب بازتاب فراوانی را در برداشته است.

این نامه از دو زاویه قابل بررسی و تأمل است.

1- بازنشر باورهای فکری غلط و اندیشه‌های التقاطی موسوی خوئینی‌ها

2- تاکتیک انتخاباتی و برنامه محور به منظور فرار از پاسخگویی

در باب اندیشه و منظومه فکری محمدموسوی خوئینی‌ها برکسی پوشیده نیست که او از جمله افراد رادیکال و تندروی تمام سال‌های انقلاب بوده و هست. این اعتراف دوست و دشمن و موافق و مخالف اندیشه‌های مارکسیستی موسوی خوئینی‌هاست که او همواره بر زین جنجال و التقاط سوار بوده است و در روزهای تاریخ ساز انقلاب اسلامی بارها و بارها این را ثابت کرده است.

از اقدام پرحاشیه و خودسرانه در حادثه تسخیر لانه جاسوسی و اتفاقات پس از آن، تا ترویج باورهای مارکسیستی در قالب جلسات تفسیر قرآن سال‌های قبل و بعد انقلاب اسلامی تا الهام بخشی و تاثیرگذاری در رهبران و اعضای گروهک تروریستی فرقان و ردّپای جدی در پرونده ترور بزرگانی همچون فیلسوف شهید مرتضی مطهری، شهید مفتح و سپهبد شهید قرنی و نیز نقش کلیدی در فتنه‌های 78 و 88 همه و همه از موسوی خوئینی‌ها چهره ای سراسر التقاط و غیرقابل اعتماد و مرموز ساخته است.

کارنامه ناموفق و سراسر شک و شبهه موسوی خوئینی‌ها چه در دوران کوتاه تصدّی دادستانی کل کشور و چه در دوران مدیریت روزنامه پرحاشیه سلام و چه در تغییر ۱۸۰ درجه ای دیدگاهش در خصوص موضع جمهوری اسلامی در قبال ایالات متحده امریکا همگی گواه عدم تعادل در تحلیل و فقدان توازن در گفتار و بیان مسائل دارند.

اما وجه دوم نامه پراشکال و سوال برانگیز موسوی خوئینی‌ها به رهبر معظم انقلاب، بازتاب سیاسی این اظهارات و نتیجه گیری مورد انتظار وی و هم‌پیمانان اوست.

بیش از پیش برهمگان آشکار است که دولت تدبیر و امید حاصل تبلیغ و تائید جریان اصلاحات و به پشتوانه مادی و معنوی امثال مرحوم هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی و موسوی خوئینی‌ها روی کار آمده است و بالطبع احزاب و جریان‌ها و اشخاص شاخص حامی و مبلّغ این دولت می‌بایست پاسخگوی عملکرد دولت مطبوع خود باشند و نه در مقام مطالبه آنهم از رهبر انقلاب زبان به شکوه باز کنند و باورهای ناشی از ضعف ایمان خود را به مردم شریف ایران نسبت بدهند.

برای مخاطب این نامه (مردم) سوالات بسیاری پیش می‌آید که لازم است در یک فضای علمی و دوطرفه پاسخ منطقی و محکمی داده شود تا روشن شود که کدام سبک مدیریت، عامل عقب افتادگی و بروز ناکارآمدی‌ها و ناکامی‌های سال‌های اخیر کشورمان در حوزه حکومت داری بالاخص سیاست خارجی و اقتصاد بوده است!؟

فرار رو به جلو و متهم سازی و ترور شخصیت و شانه خالی کردن از پاسخگویی و معرفی خود به عنوان فرشته نجات و تنها منجی وضع موجود، از جمله حربه‌های دیرینه و تاکتیک‌های پرتکرار و البته نخ نما و فاقد اثردار بودن جریان رفاه طلب و منفعت جوی اصلاحات است.

انتشار نامه سرگشاده و پمپاژ یأس و ناامیدی در جامعه و تلاش برای کلید زدن فتنه‌ای جدید در کف خیابان با شرایط افتضاح اقتصادی امروز، نتیجه‌ای جز تسهیل شکست گفتمان لیبرال محور مذاکره و احساس ضرورت برای اصلاح ساختار اجرایی کشور را نداشته و ندارد.

جناب آقای موسوی خوئینی‌ها باید پاسخگو باشند که در تمام این هفت سالی که دولت مطبوع شما تمام داشته‌هایش را در سبد برجام گذاشت و آمریکا یک طرفه و ظالمانه از برجام خارج شد و بزرگترین و وسیع ترین سطح تحریم‌ها را علیه ملت شریف ایران اسلامی اعمال کرد، چرا احساس خطر نکردید؟!

چرا رییس دولت ایده آل شما که با همه کارشکنی‌ها و تفاوت دیدگاه و جهان بینی، از حمایت‌های رهبری و نهادهای فرهنگی و امنیتی کشور بهره‌های فراوانی برده است، در آستانه خداحافظی با کاخ ریاست جمهوری همچنان در مقام یک پرسش گر و مطالبه گر ظاهر می‌شود و هیچ راه حلی برای عبور از بحران‌های اقتصادی و فرهنگی و حتی بهداشتی کشور ندارد!؟ در حالی که حجم وعده‌های زمین مانده و قول‌های عمل نکرده اش سر به فلک کشیده است.

مردم شریف و بصیر ایران اسلامی می‌دانند و بر این باور دارند که هرجا گشایش و پیشرفت قابل ذکری بدست آوردیم (از جمله خودکفایی در امورات دفاعی و اقتدار نظامی و امنیتی)، حاصل نگاه ولایت محور و در سایه ولایت فقیه و مکتب انسان ساز اسلام سیاسی بوده است و برعکس، هرجا وادادگی و درماندگی داشته ایم (از جمله برجام)، نتیجه انفعال و ارتجاع و برآیند بی تدبیری و القای تردید و بی اعتمادی و بَزَک کردن چهره اصلی آمریکا و تفکر لیبرالیسم بوده است.

جناب موسوی خوئینی‌ها! امروز کسانی باید پاسخگو باشند که امکانات مادی و معنوی و مدیریتی کشور را در دست دارند اما به جای خدمت بی دریغ به مردم و پیاده سازی سیاست‌های نجات بخش اقتصاد مقاومتی و برطرف کردن حداقل بخشی از مشکلات معیشتی مردم، بدنبال تغییر ماهیت خود از خدمتگزار به اپوزیسیون اند! که رییس و برخی از وزرای دولت یازدهم و دوازدهم به حق مصداق این ادعا هستند.

در پایان انتظار می‌رود نخبگان و فرهیختگان، دانشجویان و فعالان عرصه پرالتهاب و تاثیرگذار فضای مجازی با نقد این دست نامه نگاری‌ها و فرافکنی‌ها، بیش از پیش در تبیین مواضع امامین انقلاب اسلامی و تشریح باورهای دینی و مکتبی و برملاساختن نقشه‌های پیچیده و محکوم به شکست دشمنان خارجی و پیاده نظام بی تقوای داخلی‌اش کوشا باشند.

انتهای پیام/۵۰۰۰

دیدگاه ها