پایگاه خبری صبح قزوین

آخرین اخبار استان قزوین

درباره حذف ممنوعیت بند مسابقه با نمایندگان رژیم صهیونیستی
کد خبر: ۳۴۲۳۸۷ تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۲/۳۱ ساعت: ۱۷:۰ ↗ لینک کوتاه

در حاشیه اقدام مشترک وزارت ورزش و مجلس؛

درباره حذف ممنوعیت بند مسابقه با نمایندگان رژیم صهیونیستی

چگونه ممکن است که دنیای امروز، پدر واقعی داعش، یعنی صهیونیست ها را به رسمیت بشناسد و از این بدتر اینکه شاهد یک نوع دیکتاتوری ورزشی باشیم که بگوید باید با ورزشکار یک رژیم بدتر از داعش، حتماً مسابقه بدهی!

 
به گزارش سرویس سیاسی صبح قزوین؛اخیراً طرح قانونی «مقابله با اقدامات خصمانه رژیم جعلی و نامشروع صهیونیستی علیه صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی» در آستانه روز قدس، به تصویب مجلس رسید. به گفته مجتبی ذوالنوری، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، این طرح ۱۴ماده داشت، اما ماده ۱۱ آن که مربوط به منع مقابله ورزشکاران ایرانی با رژیم صهیونیستی بود، حذف شد و ۳ ماده دیگر به آن اضافه و در نهایت با ۱۶ ماده به تصویب رسید. چند نکته درباره ماده یازدهم این طرح که حذف شد باید گفته شود:
 
1. مبارزه نکردن ورزشکاران ایرانی با نمایندگان رژیم صهیونیستی، پشتوانه شرعی، ملی و انسانی دارد و در هر حال، مبارزه نکردن آنها همواره یک موضوع مفروض و شاید به نوعی بالاتر از قانون است.

2. اقدام نمایندگان مجلس هرچند در ظاهر یک اقدام هوشمندانه به نظر می رسد تا بهانه ای دست مخالفین بین المللی ندهند که ورزش ایران را دچار چالش کنند، اما نمی توان انکار کرد که در باطن، حداقل یک عقب نشینی محسوس تلقی می شود. 

در هر شکل و اندازه ای که ما عقب نشینی کنیم، پیام هایی به صهیونیست ها مخابره خواهد شد که شما بیشتر از این هم می توانید جلو بیایید و در محافل بین المللی ورزشی با لابی گری می توانید به ایران فشار بیاورید. کاری که در برجام هسته ای صورت گرفت هم به نوعی همین طور بود. ورزش، هسته ای، موشکی و ... جدای از هم نیستند. مثلاً وقتی طرف غربی می بیند، هر چقدر تحریم می کند و فشار می آورد، غربگرایان، بیشتر رو به سوی مذاکره و عقب نشینی می آورند، چرا باید فشارهای خود را کم تر کند؟ این گونه است که به خود جرأت می دهد حتی با وجود امضای توافق نامه ای رسمی به نام برجام، باز هم تحریم کند، تهدید کند و فشار بیاورد.

در ورزش هم همین گونه است. با ادامه همین سیاست های انفعالی در عرصه ورزش، اگر روزی شنیدید که کمیته ها و فدراسیون های جهانی، همسو با سیاست های آمریکایی ها و صهیونیست ها دست به تحریم ایران زدند، اصلاً تعجب نکنید. مثلاً از همان بهانه های کلیشه ای و همیشگی برای به انزوا بردن دیگر ملت ها استفاده کنند و بگویند که به شرطی می توانید در مسابقات جهانی و المپیک حاضر شوید که مخل صلح جهانی نباشید! گزاره های دینی و عقیده ای خود را دخالت ندهید! حقوق بشر را رعایت کنید! به تحریم ها علیه سپاه و حزب الله پایبند باشید! و ....

در همین آسیا، علاقه مندان به فوتبال می دانند که تیم های ایرانی چند سال است که در لیگ قهرمانان آسیا، وقتی با یک حریف عربستانی روبرو می شوند، نمی توانند در داخل کشورمان میزبان آنها باشند و باید در یکی از کشورهای منطقه بازی کنند. این اتفاقات خنده دار و البته پشت پرده ای کنفدراسیون فوتبال آسیا همین طور ادامه پیدا کرد، به گونه ای که امسال گفته بودند که تیم های ایرانی نه در برابر تیم های عربستانی، بلکه در برابر سایر تیم ها هم حق میزبانی ندارند و باید در یک زمین دیگر در خارج از ایران بازی کنند! شاید از همان اول اگر بیشتر جلوی گستاخی های آنها مقاوت می کردیم کار به این مرحله نمی رسید.

3. در هیچ کجای دنیا داعش و خوی وحشی گری و ضدانسانی آنها به رسمیت شناخته نشد. هیچ ورزشکار داعشی نتوانست به نمایندگی از داعش مسابقه دهد؛ حال چگونه ممکن است که دنیای امروز، پدر واقعی داعش، یعنی صهیونیست ها را به رسمیت بشناسد و از این بدتر اینکه شاهد یک نوع دیکتاتوری ورزشی باشیم که بگوید باید با ورزشکار یک رژیم بدتر از داعش، حتماً مسابقه بدهی! یعنی نه تنها یک دولت جعلی و تروریستی توانسته است خود را همتراز سایر کشورها بداند، بلکه اجبار هم هست که باید با نماینده این رژیم تروریستی، مسابقه ورزشی بدهی! چنین چیزی قطعاً دخالت در عقیده یک انسان و یا یک ملت است. در واقع فدراسیون های جهانی و کمیته بین المللی المپیک، مسئول بستر سازی برای برگزاری مسابقات هستند، اما اصلاً در حوزه اختیارات آنها نیست که بگویند یک ورزشکار باید چگونه مسابقه دهد؟ در مسابقه ای حاضر شود یا نه؟ ممکن است به دلایل شخصی یا اخلاقی یا انسانی یا هر دلیل دیگری که وجود دارد، ورزشکار، مسابقه ندهد. بله می توانند بگویند که اگر ورزشکار در مسابقه – به هر دلیلی - حاضر نشود، از نظر قوانین بازنده است.

در واقع یک چنین استدلال بدیهی، آن قدر باید در بوق و کرنا شود که حداقل کسی جرأت دخالت در امور شخصی ورزشکاران و حاکمیت ها را نداشته باشد.
 
4. اقدامات رژیم اشغالگرقدس، نقض کنوانسیون منع تبعیض نژادی در ورزش (۱۹۸۵) است. از طرفی ماده ۹ کنوانسیون مزبور اعمال هرگونه تحریم ورزشی علیه ورزشکاران یا کشور‌هایی که از انجام مسابقه با کشور‌های اعمال کننده آپارتاید خودداری می کنند را منع نموده است.همچنین تصویب قانون دولت یهود در سال ۲۰۱۸ توسط کنست (پارلمان اسرائیل) و تأکید بر مفهوم «مردمان یهودی» به جای «شهروند» یا «تبعه» این مدعا را که رژیم اشغالگر یک رژیم نژادپرستانه است تقویت می‌کند.

اخیراً دکتر امیر مقامی عضو هیات علمی دانشگاه و پژوهشگر حوزه حقوق بین الملل، در گفتگو با تابناک با اشاره به این موضوعات، تصریح کرد: «اصل منع تبعیض نژادی یکی از قواعد آمره حقوق بین الملل محسوب می‌شود که به تعبیر کمیسیون حقوق بین الملل سازمان ملل، این ویژگی تبعات جانبی نیز دارد، از جمله ضرورت همکاری بین المللی برای خاتمه بخشیدن به آن.»

البته ناگفته نماند که در تاریخ هم یک بار اتفاق افتاده که با متحد شدن کشورهای آفریقایی و غیر آفریقایی - در بعضی جاها تا 90 کشور برشمرده اند - آفریقای جنوبی (در دوران آپارتاید)، از المپیک اخراج شد. یعنی کمیته المپیک مجبور بود که میان آفریقای جنوبی و ده ها کشور ، یکی را انتخاب کند.

در هر صورت باید وزارت ورزش، کمیته ملی المپیک، دستگاه دیپلماسی، قوه قضائیه و... با کمک یکدیگر، این مسأله را تا جایی که می توانند در محافل بین المللی مطرح کنند و به اصطلاح جا بیندازند. در این راه می توان از ظرفیت کشورهای اسلامی و ورزشکاران مسلمان، کشورهای جنبش عدم تعهد و حتی شرکای بین المللی نظیر چین و روسیه که هر دو از قطب های ورزش دنیا محسوب می شوند نیز کمک گرفت.

دقیق تر بخواهیم بگوییم، تا زمانی که در عرصه دیپلماسی ورزشی فعال نباشیم و راه های گوناگون را برای توجیه مقامات ارشد ورزش دنیا امتحان نکنیم، انفعال ما چه بسا بیشتر از این هم بشود.
 
ورزشکاران ملی پوش باید بدانند که گزاره «ورزش و سیاست از هم جدا هستند» مغالطه ای بیش نیست اما «ورزش و انسانیت از هم جدا نیستند» یک حقیقت غیرقابل انکار است. بنابراین نمی توان به قیمت بالارفتن از یک پله اعتباری و شنیدن چند جیغ و هورای گذرا، از پله های حقیقی زندگی سقوط کرد.
انتهای پیام/1404
منبع:جهان

دیدگاه ها