۰۵/جمادى الأول/۱۴۴۴

-

۱۴۰۱/۰۹/۰۸ سه شنبه

صبح قزوین شبه‌روشنفکران غرب‌زده و اصول باندی و جناحی در نقد؛ وقتی متروپل بهترین فیلم جشنواره است و چ و شیار۱۴۳ بدترین!
کد خبر: ۳۰۶۲۱ تاریخ انتشار: // ساعت: : ↗ لینک کوتاه

به بهانه ستایش شبه‌روشنفکران از آثاری که همه را به خنده واداشت

شبه‌روشنفکران غرب‌زده و اصول باندی و جناحی در نقد؛ وقتی متروپل بهترین فیلم جشنواره است و چ و شیار۱۴۳ بدترین!

دو فیلم «اشباح» داریوش مهرجویی و «متروپل» مسعود کیمیایی با هم روی پرده‌اند و واکنش شبه‌روشنفکران وطنی به این دو فیلم بسیار قابل تامل است و عبرت‌انگیز است.

شبه‌روشنفکران غرب‌زده و اصول باندی و جناحی در نقد؛ وقتی متروپل بهترین فیلم جشنواره است و چ و شیار۱۴۳ بدترین!
به گزارش سرویس فرهنگی صبح قزوین، سال‌های انتهایی دهه شصت، زمان نمایش «مشق شب» عباس کیارستمی، سیدمرتضی آوینی در نقدی که بر فیلم نوشت به نکته‌ی مهمی در رابطه با فضای نقد فیلم و ژورنالیسم فرهنگی شبه‌روشنفکران اشاره کرد که حالا پس از گذشت نزدیک به سه دهه همچنان مهم است و قابل پرداخت.
به‌ویژه حالا که دو فیلم «اشباح» داریوش مهرجویی و «متروپل» مسعود کیمیایی با هم روی پرده‌اند و واکنش شبه‌روشنفکران وطنی به این دو فیلم بسیار قابل تامل است و عبرت‌انگیز.
«پیش از دیدن فیلم، سخت در انتظار بودم كه ببینم این اثر جدید سینمایی كه توسط آقای كیارستمی ابداع شده چطور چیزی است و البته با اینكه شستم تا حدی خبردار بود كه نباید به حرف و حدیث‌های جنابان منتقدان و سینمایی‌نویس‌ها كاملاً اعتماد كرد، اما باز هم هرگز امكان نداشت كه بتوانم فاصله میان توهم محض با واقعیت را حدس بزنم.
.
.
و اما بعد از دیدن فیلم.
.
.
بعد از دیدن فیلم انتظارم مبدل به یك سؤال بزرگ شد: چه امری میان این آقایان نقدنویس با ماهیت فیلم «مشق شب» حائل شده كه آنها نتوانسته‌اند واقعیت را پیدا كنند: شهرت آقای كیارستمی؟ برخی فیلم‌های نسبتاً خوبی كه پیش از این از ایشان دیده‌اند؟ اختصاص دادن یك بخش از جشنواره هشتم به مروری بر فیلم‌های ایشان؟ عدم شناخت سینما؟ وجود این واقعیت كه منتقدان ماعموماً تجربه عملی كارسینمایی و تلویزیونی ندارند؟ هیاهوی بسیار برای هیچ؟ فقدان سلامت كافی در فضای سینمایی كشور؟ رعب و شیفتگی و فریفتگی در برابر روشنفكران؟.
.
.
نمی‌دانم.
»(نقد فیلم مشق شب، سیدمرتضی آوینی)
سیدمرتضی آوینی به این گزاره‌ی مهم هم اشاره کرده بود که: «حرف آخر را همین اول بزنیم: تا هنگامی كه «بت‌پرستی» در میان ما رواج داشته باشد، «آدم‌ها» بزرگ می‌شوند نه «حقیقت» و آنگاه رفته رفته «حرف‌ها و افعال آن آدم‌های بت‌شده» جای «حق» را می‌گیرد و قضایای استدلالی بدین صورت در می‌آیند:«فلانی اینچنین گفته است و چون فلانی چنین گفته، پس حق همین است.
»
و حالا اکران همزمان دو فیلم «اشباح» و «متروپل» بهانه‌ی خوبی‌ست برای اشاره به همین فضای مریض ژورنالیسم و نقد سینمایی در میان شبه‌روشنفکران.
فضای بیماری که از همان سه دهه‌ی پیش تا به این سو ادامه داشته است و طبعا یکی از دلایل بیماری کلیت سینمای ایران هم به شمار می‌رود.
«اشباح» دارویوش مهرجویی و «متروپل» مسعود کیمیایی فیلم‌هایی‌اند که اساسا نمی‌توان در مورد آن‌ها مطلب جدی نوشت.
هربیینده‌ای با هر درجه از میزان سواد و اطلاعات با یکبار دیدن این فیلم‌ها متوجه میزان بلاهت جاری در آن‌ها خواهد شد و اصلا میزان مضحک بودن‌شان آنقدر بالاست که اکثریت قریب به اتفاق حاضران در سالن مطبوعات را در زمان جشنواره-که بسیاری‌شان نیز از عاشقان اساتید بودند- به خنده واداشت.
خنده‌ای که حاشیه‌های بسیاری را نیز درپی داشت.
اما مطالبی که در رسانه‌های مختلف درباره‌ی همین اثار منتشر می‌شود جالب است و قابل تامل؛
«متروپل» فیلم تازه مسعود کیمیایی ضیافتی است برای آنها که هنوز دلبسته سینمای کلاسیک هستند.
فیلم آخر کیمیایی ستایش و احترام عمیق این فیلمساز به سینمای کلاسیک را نمایان می‌کند.
این فیلمی است که تقریباً ارتباطی با محصولات متداول سینمای ایران ندارد.
.
.
.
«متروپل» فیلمی است درباره عالم عشق و معرفت.
رفاقت و مردانگی به سبک همیشگی فیلم‌های کیمیایی، در «متروپل» نیز حضوری تام و تمام دارد.
.
.
«متروپل» لحظه‌های سینمایی نابی دارد.
لحظه‌هایی که کیمیایی در درست درآوردن آنها استاد است.
نکته کلیدی فیلم، امن بودن سالن سینما به عنوان یک پناهگاه مطمئن است.
هر چه پلیدی است در محیط بیرون است و سیاهی به محیط متروپل راه ندارد.
به همین دلیل است که درگیری نهایی فیلم هم پشت شیشه‌های مات و خارج از سینما اتفاق می‌افتد.
صحنه‌ای که ما از دید خاتون ماجرا را می‌نگریم.
»(بانی فیلم)
«در آخرين ساخته داريوش مهرجويي فيلم «اشباح» خوشبختانه از موقعيت‌هاي جفنگ و ابزود و بي‌خيالي علي بي‌‌غم وار آثار پيشين او اثر اندکي ديده مي‌شود.
در اينجا شاهد لحن و فضاي جدي و تراژيک سقوط دنباله‌دار زندگي يک خانواده مفرح اما از درون تهي هستيم.
هر چند در موقعيت متناقض عشق رمانتيک و بيماري همزمان و سپس مرگ مازيار نوعي وضعيت پوچ و خنده تلخ ديده مي‌شود که به عمد سبک اجرا شده است.
سياه و سفيد بودن فيلم نيز بر قطبيت آدم‌ها و ريشه‌دار بودن سنت‌هاي غلط بر دنياي آدم‌ها و اشرافيت مضحل آن اشاره دارد‌.
جالب است که حتي هنگام بروز عشق ميان دو جوان‌، همچنان فيلم سياه و سفيد باقي مي‌ماند! مازيار طرح‌هايش بدون رنگ و خالي از شور است‌.
تنها مرگ او درپايان خود نقشي بيدار‌کننده و رنگي تمام با نور خورشيد با خود مي‌آورد.
انگار آسمان تازه باز مي‌شود و همه چيز رنگي مي‌شود و بر چهره رنگ پريده مازيار‌، نور مي‌تاباند.
»(نقد فیلم اشباح، مردم‌سالاری)
«مسعود کیمیایی در «متروپل» از سینمای نجیبی که با انسان و خصایصش کار دارد و پایبندی به اخلاقیات و منش انسانی در دنیایی مهاجم می‌گوید.
»(جواد طوسی-بانی فیلم)
«من «متروپل» را خیلی دوست دارم.
اگر شما در فضای سینمای مسعود کیمیایی قرار بگیرید تمام نشانه‌های آن فیلم را خواهید فهمید.
باید بدانید دارید فیلم کیمیایی را نگاه می کنید.
آن اسبی که در سکانس های آغازین افتاده با تعبیری می تواند اسب وسترن باشد یا حتی سینماست که افتاده است.
.
.
.
.
.
برخی فیلم های حاضر در جشنواره امسال، تله فیلمی بودند که روی پرده سینما نشان داده شد.
«متروپل» فیلمی است که تعریف سینما در آن جاری است و از قاب ها و دوربین می توان این را فهمید.
سینمای کیمیایی مثل برندی است که کسی آن را دوست دارد و کسی دیگر نه.
من با فضای کیمیایی مأنوس شده ام و در دوره ای موسیقی فیلمهایش را تحلیل می کردم.
شما وقتی وارد فضای فیلم می‌شوید، می فهمید که چقدر دنیایش دنیای بزرگی است.
»(گفت‌و‌گو با آهنگساز متروپل)
«مسئله مهم اين است که فيلم را نفهميده‌اند.
وقتي فيلم را نفهمي مي‏تواني هزار جور براي آن دليل بياوري که فيلم بد است.
براي فهم فيلم «متروپل» بايد سينما را بشناسي و سينماي گذشته را در ذهنت مرور و هم زمان با آن زندگي کني.
/باورپذيري براي رسيدن به دنياي «متروپل» و خالقش يک کليد فهم مي خواهد که آن ذات و زبان سينماست.
»(گفت‌و‌گوی پرویز نوری و جواد طوسی با مسعود کیمیایی)
این‌ها میزان کمی از ستایش‌هایی‌ست که از این دو فیلم انجام گرفته است و فقط کسانی می‌توانند عمق فاجعه‌آمیز بودن این ستایش‌ها را درک کنند که یکی از این دو فیلم یا دو-سه فیلم آخر استاد! داریوش مهرجویی را دیده باشند.
البته نفس ستایش برخی رسانه‌ها از این آثار و امثال آن‌ها اساسا اهمیتی ندارد.
اما با این حال متر و معیار مناسبی‌ست برای تشخیص میزان تاثیر باندبازی‌‌های سیاسی و فکری و همچنین جهت‌گیرهای ایدئولوژیک در رد یا تائید یک اثر هنری توسط جماعت شبه‌روشنفکر غرب‌زده‌ی ایرانی.
تنها تصور کنید منتقدی «متروپل» را به عنوان بهترین فیلم جشنواره انتخاب کند و «چ» و «شیار143» و.
.
.
را به عنوان بدترین!
و همچنین منتقدانی را به یاد بیاورید که در پاسخ به «خر» نامیده‌شدنشان توسط استاد! مهرجویی با خوشحالی پاسخ دادندکه: «ما مهرجویی را دوست داریم، حتی اگر به ما لقب «خر» دهد باز هم به او علاقه‌مندیم؛ این بی‌پرده حرف‌زدن مهرجویی نشانه شفافیت و صراحت اوست.
»
حالا تصور کنید چنین جماعتی، با این میزان از فهم سینما و پایبندی به اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری و نقد فیلم، مدعی شوند اثاری مانند «چ» و «شیار143» اثار ضعیفی‌اند.
«تنهای تنهای تنها» و «سربه مهر» و.
.
.
.
ارزش تحویل گرفته شدن نداشتند و اثار ده‌نمکی مبتذل‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران‌اند و باید در مقابل ساخت آن‌ها ایستاد! تصور کنید چنین مطالبی را کسانی بگویند که از «اشباح» و «متروپل» حمایت می‌کنند و از «خر» نامیده‌شدنشان خوشحال‌اند!
منبع: رجا نیوز
انتهای پیام/7008

دیدگاه ها

اخبار استان قزوین
اخبار ایران و جهان