آخرین اخبار استان قزوین

کد خبر: ۳۳۵۷۳۶ تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۳/۱۸ ساعت: ۸:۰ ↗ لینک کوتاه

گزینهٔ ملت‌ها؛ مقاومت، مذاکره یا تسلیم؟!   

نتایج اسفناک مذاکره در طول تاریخ ایران به این معنی نیست که مذاکره به هیچ وجه نباید انجام شود و قابل قبول نیست. زمانی که دریک مذاکره طرفین از قدرت برابر برخوردار باشند، طرف مقابل زیاده خواهی نکند، در جهت زورگویی و تسلیم عمل نکند و منافع برابر در نظر گرفته شود، بدون شک مذاکره می‌تواند مثمرثمر واقع شود.

صبح قزوین؛_____ حیدر ولی‌زاده.

"مقاومت"، "مذاکره" و "تسلیم" را می‌توانیم سه واکنش ملت‌ها در برابر استعمار و فشار بیگانگان بدانیم، این سه واکنش محدود به عصر مدرن نیست و از زمان‌های گذشته تا به امروز در قالب‌ها و شرایط‌های مختلف وجود داشته است. هر چند این سه نوع واکنش از همدیگر متمایز هستند ولی نسبت‌ها و ارتباط‌هایی نیز با هم دارند.

زمانی که یک ملت در برابر استعمار، هیچ اراده‌ای از خود ندارد و خود را در سطح بسیار پایین‌تر از استعمارگر می‌بیند بدون کوچک‌ترین مقاومتی گزینه "تسلیم" را انتخاب می‌کند و تمام و کمال از لحاظ نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در مسیر کشور بیگانه و استعمارگر قرار می‌گیرد. شاید در عصر حاضر، عربستان سعودی که تماماً تسلیم سیاست‌های امریکا شده است، نمونه واکنش یک ملت و انتخاب گزینه تسلیم باشد که هیچ اراده‌ای برای آن قابل تصور نیست.

گزینه "مذاکره" نیز یکی دیگر از واکنش‌های ملت‌ها در برابر کشورهای استعمارگر و زیاده خواه بوده است.

در طول تاریخ و حتی تاریخ معاصر خودمان، نمونه‌های زیادی از مذاکره با استعمارگران وجود داشته است که در اکثر موارد به دلیل زیاده خواهی استعمارگران، خیانت‌های داخلی و امید بستن به بیگانگان این مذاکرات سرانجام ناخوشایندی داشته است. بسیاری از قراردادهای ننگین دوران قاجار از جمله گلستان و ترکمانچای، قراردادهای نفتی در دوران قاجار و پهلوی، بخشش کوه‌های آرارات در دوران رضاخان، جدایی بحرین از ایران، کاپیتولاسیون، کودتای 28 مرداد و... حاصل مذاکرات با بیگانگان و اعتماد به استعمارگران بوده است.

نتایج اسفناک مذاکره در طول تاریخ ایران به این معنی نیست که مذاکره به هیچ وجه نباید انجام شود و قابل قبول نیست. زمانی که دریک مذاکره طرفین از قدرت برابر برخوردار باشند، طرف مقابل زیاده خواهی نکند، در جهت زورگویی و تسلیم عمل نکند و منافع برابر در نظر گرفته شود، بدون شک مذاکره می‌تواند مثمرثمر واقع شود.

گزینه بعدی که ملت‌ها در برابر استعمار داخلی و خارجی پیش گرفته‌اند، گزینه "مقاومت" است. مقاومت تفاوت اساسی با دو مورد قبلی دارد، همچنان که مقاومت در برابر تسلیم قرار دارد در مورد مذاکره نیز به مذاکره‌ای اعتقاد دارد که سرانجام آن تسلیم نباشد. در واقع "منطق مقاومت" در مذاکره این است که اگر هدف کشور بیگانه تسلط و تسلیم بر کشور دیگر باشد به هیچ وجه وارد چنین مذاکره‌ای نباید شد، بلکه مذاکره‌ای قابل قبول است که در کمال احترام و در شرایط برابر انجام پذیرد.

شاید در تاریخ اسلام نمونه بارز مقاومت به سال هفتم تا دهم بعثت بازگردد، آنجا که ملت شرک و کفر در برابر ملت اسلام تحریم‌های ظالمانه را انتخاب می‌کند و سخت‌ترین شرایط را در شعب ابی طالب برای پیامبران و یارانش رقم می‌زند، اما مقاومت ملت اسلام سبب می‌شود که در نهایت اسلام از محدوده شعب ابی طالب خارج شود و نه تنها شبه جزیره عربستان را دربرمی‌گیرد، بلکه کاخ امپراطوران بزرگ تاریخ مانند روم و ایران را به لرزه درمی‌آورد و به تدریج در تمام دنیا نفوذ می‌کند.

بدون شک صحنهٔ کربلا را می‌توانیم رویارویی مستقیم "منطق مقاومت" با مذاکره و تسلیم بدانیم، جایی که 72 تن از یاران امام حسین (ع) که به راحتی می‌توانستند با مذاکره و تسلیم در برابر لشکر هزاران نفری یزید، جان خود را بخرند، مقاومت را انتخاب می‌کنند و تسلیم زورگویی آن‌ها نمی‌شوند و بدون تردید دلیل ماندگاری آن‌ها نیز پیروی از منطق و گزینه مقاومت بوده است، وگرنه انتخاب مسیر تسلیم و مذاکره در برابر زیاده خواهی دشمن نام آن‌ها را از صفحات درخشان پاک می‌کرد.

اما منطق مقاومت محدود به تاریخ اسلام نیست، کشورهای بسیاری وجود داشتند که با پیش گرفتن راه مقاومت توانستند در برابر نسل‌های بعدی سربلند باشند، هندوستان که سال‌ها تحت سلطه غارتگران بریتانیا بود زمانی موفق به خروج از سلطه آن‌ها شد که راه مقاومت را در پیش گرفت، جنگ ویتنام تنها با مقاومت ویتنامی‌ها می‌توانست آمریکا را به عنوان امپریالیسم رسوا کند و ماهیت واقعی آن‌ها را نشان دهد.

در طول تاریخ کشورمان نیز مقاومت‌های ماندگاری دیده می‌شود، مقاومت مردم ایران در نهضت تنباکو نمونه آشکاری از پیروی از منطق مقاومت است که موجب کوتاه شدن دست استعمار از کشور و فروریخن هیمنه استبداد پادشاه قاجاری شد که پس از آن به تدریج بیداری ملت در جهت ایجاد محدودیت برای استبداد فراهم شد. نهضت ملی شدن صنعت نفت و در ادامه مقاومت مردمی در جهت سرنگونی رژیم شاه و به دنبال آن فرار ژاندارم منطقه و کسب استقلال نیز بدون شک، در چهارچوب منطق مقاومت و نه تسلیم و سازش بود.

شاید عصری که برای بسیاری از مردم ایران بیشتر از دیگر عصرها قابل درک باشد، عصر چهل ساله انقلاب اسلامی است.

عصری که در آن فراز و نشیب‌های زیادی را دیده‌ایم، در این دوران نیاز به مانند دوران گذشته شاهد واکنش‌های مختلف در برابر کشورهای بیگانه و زیاده خواه بودیم، زمانی که دشمن زیاده خواه توسط برخی مسئولان مورد اعتماد قرار گرفته است و مذاکره بر مقاومت ترجیح داده شده، آثار زیانبار آن مشاهده شده است. هر چند در جمهوری اسلامی ایران هیچ وقت به مرحله تسلیم نرسیده‌ایم ولی مذاکرات عجولانه و از روی امیدواری به دشمن و نفوذ در برخی موارد لطمات زیادی را به کشور و ملت وارد کرده است.

امروز در شرایطی قرار داریم که مجدداً مجبور به انتخاب گزینه‌ای در برابر دشمنان هستیم و به سبب انتخاب یک گزینه از بین مقاومت، مذاکر و تسلیم، تاریخ درباره ما قضاوت خواهد کرد.

دشمن همیشگی ایران، هرچند تسلیم را مطرح نمی‌کند و در ظاهر دعوت به مذاکره می‌کند اما این دعوت به مذاکره، بدون شک برای رسیدن به راه حل و منافع یکسان نیست بلکه از سر زیاده خواهی است و دشمن از این ابزار می‌خواهد در جهت تسلیم ملت ایران استفاده کند. در این شرایط عقل سلیم، شرع و وطن دوستی ما حکم می‌کند که در برابر این زیاده خواهی گزینه "مقاومت" را انتخاب کنیم تا در پیشگاه قضاوت آیندگان سربلند بمانیم.

انتهای پیام/5001