آخرین اخبار استان قزوین

کد خبر: ۳۳۴۰۸۹ تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۱۱/۳۰ ساعت: ۱۰:۳۲ ↗ لینک کوتاه

تحلیل ورزشی؛

افزایش احتمال حضور سرمربی ایرانی روی نیمکت تیم ملی/ عقبگرد فوتبالی در دوران پساکی روش!

یحیی گل‌محمدی که این فصل در قامت سرمربی تیم شگفتی‌ساز پدیده مشهد مورد تمجیدهای زیادی قرار گرفته صحبت از استفاده از سرمربی ایرانی برای تیم ملی کرد و پس از او علی پروین هم نام هایی مانند علی دایی، امیر قلعه‌نویی، مجید جلالی و علی کریمی را به عنوان گزینه های مناسب برای تیم ملی نام برد.

به گزارش سرویس ورزشی  صبح قزوین ، یحیی گل‌محمدی که این فصل در قامت سرمربی تیم شگفتی‌ساز پدیده مشهد مورد تمجیدهای زیادی قرار گرفته صحبت از استفاده از سرمربی ایرانی برای تیم ملی کرد و پس از او علی پروین هم نام هایی مانند علی دایی، امیر قلعه‌نویی، مجید جلالی و علی کریمی را به عنوان گزینه های مناسب برای تیم ملی نام برد. چندی پیش سردار آزمون هم با استدلال ضعف امکانات زیرساختی در فوتبال کشور، گفته بود بهتر است اصلا سرمربی خارجی نیاوریم.

انعطاف علی دایی

در سوی دیگر علی دایی که از چند ماه پیش کم‌وبیش شایعه شده بود جانشین کی‌روش خواهد شد، گفته حضورش در تیم ملی یک وسوسه نیست، بلکه افتخار است. علی پروین در حالی از مجید جلالی به عنوان گزینه مناسب برای هدایت تیم ملی یاد می‌کند که خود او ۱۴ سال پیش حاضر نشد نیمکت پرسپولیس را به او بدهد. جلالی در این ۱۴ سال به شکل متصل تیم لیگ برتری داشته، بدون اینکه افتخار خاصی کسب کند.

علی کریمی در آستانه سقوط

علی کریمی هم در دومین فصل سرمربیگری‌اش هر ثانیه به سقوط با سپیدرود نزدیک‌تر می‌شود. اینها واقعاً گزینه‌اند؟ علی دایی این روزها با سایپا چه می‌کند؟ دستاورد او در این سالیان چه بوده و کدام تیم را قهرمان کرده است؟ پس از آنکه نسل طلایی ۹۸ حضور درخشانی در جام جهانی فرانسه داشت، بسیاری از تحلیلگران عامل اصلی این موفقیت را برنامه‌های تومیسلاو ایویچ دانستند؛ مردی که قبل از جام جهانی از کار برکنار شد و جای خودش را به جلال طالبی داد.


بازی های زیبا با بلاژویچ

بعد از ناکامی طالبی در جام ملت‌های ۲۰۰۰، تیم ملی به میروسلاو بلاژویچ سپرده شد که عنوان سومی جهان را با کرواسی به دست آورده بود. او دو سال سرمربی تیم ملی بود و اگر چه نتوانست ایران را راهی جام جهانی ۲۰۰۲ کند، اما تیم ملی در زمان او نمایش های خوبی داشت. پس از بلاژویچ، دستیارش برانکو سرمربی تیم ملی شد که روزهای موفقی در تیم ملی داشت.

دوران موفق برانکو

قهرمانی در بازی‌های آسیایی بوسان، سومی جام ملت‌های ۲۰۰۴ و راهیابی آسان به جام جهانی ۲۰۰۶ دستاوردهای برانکو برای تیم ملی بود، گر چه این مربی نتایج خوبی در جام جهانی به دست نیاورد و دوران کارش در ایران به پایان رسید. پس از آن نیمکت تیم ملی به مدت چهار سال به مربیان ایرانی رسید. بر این اساس سه مربی مختلف بلافاصله بعد از کسب اولین قهرمانی‌شان در لیگ برتر روی نیمکت تیم ملی نشستند.

کابوس دوران سرمربیان ایرانی

امیر قلعه‌نویی که قهرمان لیگ پنجم بود با تیم ملی در جام ملت‌های ۲۰۰۷ شکست خورد، علی دایی که قهرمانی لیگ ششم را در کارنامه داشت در رساندن ایران به جام‌جهانی ۲۰۱۰ ناکام ماند و افشین قطبی هم به عنوان قهرمان لیگ هفتم، جام ملت‌های ۲۰۱۱ را با ناکامی محض پشت سر گذاشت. کافی است همان چهار سال را با دوران هشت‌ساله کارلوس کی‌روش مقایسه کنید تا روشن شود کجا بودیم و حالا کجا هستیم.

دوران موفق کی‌روش

با وجود همه انتقادات بجا و بی‌جا از کی‌روش، تردیدی وجود ندارد که برآیند حضور هشت ساله او در ایران مطلقاً با مربیان بومی قابل مقایسه نیست. حالا چطور باید در مقام انتخاب، به جای امثال کی‌روش و برانکو و بلاژویچ، سراغ دایی و قطبی و قلعه‌نویی برویم؟ وقتی حتی انتخاب دوباره برانکو را هم به درستی نوعی بازگشت به عقب می‌پنداریم، چطور مثلاً باید به یحیی گل‌محمدی یا علی دایی نظر کنیم؟

جامعه سرمربی خارجی می‌پذیرد

واقعیت آن است که جامعه سرمربیان خارجی را می پذیرد. شاید اگر یک مربی ایرانی جای کی‌روش بود و در مقدماتی جام‌جهانی ۲۰۱۴ به لبنان می‌باخت، بلافاصله از کار برکنار می‌شد؛ مخصوصاً که ما در تاریخ فوتبال‌مان حتی یک گل هم از لبنان نخورده بودیم اما به کی‌روش به خاطر کارنامه‌اش اعتماد شد و او جواب داد. همین‌طور چه بسا اگر یک مربی ایرانی جای برانکو بود و در ۶ هفته آغازین لیگ پانزدهم ۴ بار شکست می‌خورد، شبانه او را بر می‌داشتند. با این وجود به برانکو اعتماد شد و او شاید تاریخ معاصر سرخپوشان را تکان داد. این موضوع در تعامل استقلالی‌ها با وینفرید شفر هم ملموس است.

اقتدار مرد پرتغالی

اگر به کی‌روش اختیار داده می‌شود مهدی رحمتی را در اوج کنار بگذارد و اگر برانکو مختار است ستاره های استثنایی از پیام صادقیان تا رامین رضائیان و محسن مسلمان را حذف کند، دلیلش بیش از هر چیز دیگری ضریب نفوذ آنها در بدنه هواداران فوتبال است؛ آنچه مربیان ایرانی از آن برخوردار نیستند. کافی است مدل برخورد جامعه در ماجرای کی‌روش - رحمتی را با دایی - کریمی مقایسه کنید. تلاش دایی برای حذف کریمی از تیم ملی چنان آتشی برافروخت که شعله‌هایش جان تیم ملی را در بازی خانگی با عربستان سوزاند و خاکستر کرد.



انتهای پیام/1404

منبع: دانا