آخرین اخبار استان قزوین

کد خبر: ۳۳۴۰۴۷ تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۱۱/۲۸ ساعت: ۱۶:۱۹ ↗ لینک کوتاه

سوء‌استفاده از یک مطالبه مردمی؛

دو نقشه از یک اتاق جنگ; چرا برنامه آمریکا برای ونزوئلا در ایران جواب نداد؟ + نمودار

وقتی یک کشور در تخاصم با واشینگتن باشد، اتاق جنگ آمریکا به هر مطالبه مردمی در آن رنگ و بوی انقلاب می‌دهد، مخصوصاً اگر حرف از تبعیض سیاسی و اقتصادی باشد.

به گزارش سرویس سیاسی  صبح قزوین  ،ترامپ دوست داشت جمهوری اسلامی ایران، چهل سال شکست باشد، اما این گونه نیست. آخرین آرزویش شکست در برابر نقشه‌ای بود که در ونزوئلا هم اجرایی شده، اما در ایران حتی به همان اندازه که در ونزوئلا منجر به تظاهر عده‌ای از سیاستمداران به حاکمیت دوگانه شد نیز جواب نداده است.

مداخله در ونزوئلا

انقلاب بولیواری ونزوئلا در طلیعه قرن ۲۱ به تغییرات جدی در سیاست آمریکای لاتین منجر شد و می‌رفت که این منطقه را برای دهه‌ها از چنگ ایالات متحده خارج کند. رهبران چپ‌گرا یکی پس از دیگری حتی در سهامداران عمده آمریکای لاتین یعنی برزیل و آرژانتین روی کار آمده و انتقاد از مداخلات ایالات متحده را در میان بلندترین شعارهای خود قرار می‌دادند.

حالا اما اوضاع متفاوت است. ایالات متحده با فشار حداکثری و سوءاستفاده از شکافی که میان هواداران مادورو و گروه‌های لیبرال وجود داشت و در انتخابات گذشته مجلس در سال ۲۰۱۵ میلادی رخ نمود، جایگاه بین‌المللی دولت مادورو را در خطر قرار داده است. در آن انتخابات، چاوزی‌ها ۴۱ کرسی از ۱۶۷ کرسی مجمع ملی را از دست دادند و لیبرال‌ها به رهبری حزب اقدام دموکراتیک توانستند اکثریت مجلس را از دست حزب اتحاد سوسیالیست خارج کنند.

حزب مخالف دولت بلافاصله با اطمینان از حمایت خارجی خواستار انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری برای کنارزدن مادورو شد، انتخاباتی که هیچ‌گاه اتفاق نیافتاد و ثمره آن جدال میان سران چپگرا و راستگرا در ونزوئلا و در نتیجه بی‌اعتمادی مردم به سازوکارهای حاکم شد. امواج مهاجرت از ونزوئلا آن چنان طی سه-چهار سال اخیر رشد کرد که با کشورهای جنگ‌زده آفریقا رقابت می‌کرد و این بی‌نظمی و سقوط پرستیژ، تحریم‌های ایالات متحده را در افکار عمومی بسیاری از کشورهای جهان موجه نشان داد.

همه اینها به شرایطی منجر شد که قدرت خرید مردم سقوط کرد و تولید ناخالص داخلی از منفی هم منفی‌تر شد. در نتیجه، حضور مردم نیز پای صندوق‌های رأیی که چند ماه پیش به ریاست‌جمهوری مجدد مادورو حکم کردند، کاسته شد.

تغییرات شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) در ونزوئلا
تغییرات درصد رشد سالانه تولید ناخالص داخلی در ونزوئلا

ایالات متحده در آن کشور بر یک مطالبه مردمی سوار شد: مخالفت با تبعیض سیاسی و اقتصادی. مخالفان مادورو معتقد بودند با زندانی‌کردن رهبرانشان، از حقوق سیاسی خود محروم شده و با رویکردهای سوسیالیستی امکان پیشرفت اقتصادی و بهره‌گیری از فرصت‌های رشد در بازار آزاد بین‌المللی را از دست داده‌اند. دست آخر نیز ادعای تقلب در انتخابات ریاست‌جمهوری سال گذشته مطرح شد که معنای روشن آن، قطع کامل ارتباط و پاره‌شدن همه پیوندهایی میان مردم و حکومت است که بر اثر تشدید شکاف‌ها نحیف شده بود.

حالا به عزم آمریکا ونزوئلا به لحظه انقلاب نزدیک شده بود. اعلام حمایت رسمی از خوان گوایدورئیس جوان مجمع ملی به عنوان رئیس‌جمهور موقت این کشور و تحریم شرکت نفت ونزوئلا قرار است آخرین گام را به نتیجه برساند، هر چند حمایت‌های روسیه و چین در کنار یکپارچگی ارتش و دولت در ونزوئلا فعلاً کار را برای اتاق جنگ آمریکا دشوار کرده است.

اما ایران / دو نقشه از یک اتاق جنگ

به نظر می‌رسد نقشه اتاق جنگ آمریکا علیه ایران نیز در دولت ترامپ شباهت‌های زیادی به نقشه‌ای دارد که در ونزوئلا پیاده می‌شود. احتمالاً راهبردنویسان واشینگتن فکر کرده‌اند ایران نیز چند سالی از انقلابش فاصله گرفته، منتقدان و مخالفان داخلیِ این انقلاب همین چند سال پیش در سال ۱۳۸۸ حضور خود را علنی کرده بودند و این کشور نیز اقتصاد مقاومی نداشته است. پس شاید بتوانند بر این شکاف داخلی سوار شوند و به مقصود خود برسند.

ترامپ شروع به بازگرداندن تحریم‌ها علیه ایران کرد و مدعی شد اگر توافق هسته‌ای انجام نشده بود، اقتصاد ایران از هم می‌پاشید. واشینگتن از همه مدل مخالف حکومت ایران حمایت کرد و تلاش کرد نوعی اجماع در میان خود و این گروه‌ها با هدف واحد تغییر رژیم ایجاد کند. همزمان با ایراد اتهامات مختلف به ایران از بی‌ثبات‌سازیِ منطقه تا احتمال وجود تسلیحات شیمیایی و از انجام عملیات تروریستی در اروپا تا نقض برخی مفاد قطعنامه ۲۲۳۱، کاخ سفید تلاش کرد تا اعتبار جهانی ایران را نیز زیر سؤال ببرد.

جنگ رسانه‌ای با پشتیبانی اتاق جنگی که در وزارت خارجه و وزارت خزانه‌داری آمریکا تشکیل شده بود، تلاش کرد مردم ایران را که دچار مشکلات اقتصادی شده‌اند، به نقاط ضعفی که پس از انقلاب اسلامی حل‌نشده باقی مانده جلب کند و از موضوع شکاف اقتصادی میان عموم مردم با دولتمردان که برخی گروه‌های منتقد دولت روحانی در داخل بر آن دست گذاشته بودند، سوء‌استفاده کرده، آن را تماماً به شکاف سیاسی میان مسئولان و نیروهای زبده ولی بیکار ربط دهد، یعنی شکاف در میزان بهره‌گیری از حقوق سیاسی و فرصتِ اثرگذاری بر مقدرات کشور.

تغییرات شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) در ایران
تغییرات شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) در ایران

با وجود تأثیر تشدید فشار ایالات متحده بر تعدادی از شاخص‌های اقتصادی در ایران و با وجودِ به خیابان آمدن تعدادی جوانان در سال گذشته، اما از این جنگ کلان بیخبر بودند، آنچه ایالات متحده به دنبالش بود، رخ نداد و شرایط برای آنچه آمریکا فکر می‌کرد می‌تواند آغاز آخرین گام انقلاب باشد، فراهم نشد.

عجیب است که واشینگتن فراموش کرده بود اوضاع در ایران تفاوت‌های جدی با ونزوئلا داشته و دارد:

تولید نفت حدود ۹۰% از اقتصاد ونزوئلا را تشکیل می‌دهد اما در ایران چندین سال است که تلاش برای افزایش سهم سایر محصولات به نتایج خوب، اگر چه نه قابل قبول رسیده است.

دولت ایران در دو انتخابات پیاپی با حضور پررنگ مردم بر سر کار آمده است و تحت فشار قراردادن آن نمی‌تواند حمایت مردم را جلب کند.

دولت ایران به تازگی با دولت آمریکا توافقی را به امضا رسانده است و نقض آن توافق از سوی آمریکا در دوره ترامپ بیش از آنکه منجر به بی‌اعتباری جهانی ایران شود، پرستیژ ایالات متحده را زیر سؤال برد.

بخش عمده‌ای از مخالفان دولت مادورو در ونزوئلا را لیبرال‌هایی تشکیل می‌دهند که میانه خوبی با آمریکا و حمایت‌هایش علیه دولت حاکم بر کشور خود دارند، اما این وضعیت در مورد منتقدان دولت روحانی در ایران به عکس است و اتفاقاً عمده آنها خصومت بیشتری با آمریکا نسبت به دولت دارند.

...

جمع‌بندی

مک‌کی، یکی از اندیشمندان خارجی در مورد انقلاب اسلامی ایران نوشته است جمهوری اسلامی شاید از اینکه روزی مردم «برای» آن کاری انجام ندهند زمین بخورد، اما قطعاً از اینکه کاری «علیه» آن انجام شود زمین نخواهد خورد. این حقیقتی است که ایالات متحده هنوز پس از این همه سال به آن پی نبرده و دائماً در تلاش برای حمله به ایران از داخل و خارجِ این کشور بوده است. شاید دلیل اینکه با وجود حضور میلیونی در ۲۲ بهمنِ هر سال ناامید نمی‌شوند تجربه‌ای است که در نهضت ملی‌شدن صنعت نفت داشتند: یک سال و یک ماه پس از خروش «یا مرگ یا مصدق» در ۳۰ تیر ۱۳۳۱، کودتای آمریکایی با سکوت بسیاری از مردم مواجه شد.

البته این همه داستان نیست. موج جدیدی در فضای رسانه‌ای از سال گذشته به راه افتاده که جالب توجه است. راهبرد اصلی آن القای ناامیدی از آینده کشور و تاکتیک اصلی‌اش دست گذاشتن بر نقاط ضعف و انداختن همه مسئولیت آن به گردن حکومت است. هدف از این راهبرد جدید، همان چیزی است که مک‌کی هشدار می‌دهد، یعنی کار به جایی برسد که مردم برای انقلاب کاری نکنند؛ غافل از اینکه مردم و مسئولان در ایران می‌توانند این تهدید را به فرصتی جدید تبدیل کنند زیرا هر نقطه ضعفی که بر آن دست گذاشته می‌شود، عملاً می‌تواند به معنای لزوم کارِ بیشتر و مشارکت گسترده‌ترِ مردم در جهت رفع آن باشد.


انتهای پیام/1404

منبع: مشرق