فقط مرگ میان ما جدایی می اندازد!!
جمعه 25 آبان 1397

از حرف تا عمل؛

فقط مرگ میان ما جدایی می اندازد!!

کد خبر: 8711/ کدخبرنگار : 38/ تاریخ انتشار: 2013-07-26 04:10:48


بیشترین آمار طلاق در هفت سال اول زندگی زناشویی است و فقط 10 درصد طلاق ها بعد از گذشت 20 سال از زندگی اتفاق می افتد.



صبح قزوین؛ در آن هنگام که این سوگند را ادا می کردید قاطعانه تصمیم داشتید به آن عمل کنید و گرچه شاهد شکست هایی در خانواده های دیگر بودید ولی تصورتان این بود که این ماجرا برای شما هرگز پیش نمی آید چون پیوند عالی و بسیار مطلوب بود و عشق میان شما همه را تحت الشعاع قرار می داد.
طلاق هرگز پدیده دلپسند و زیبایی نبوده اما وقتی همه راه حل ها به شکست منتهی می شود زن یا شوهر ناگزیرند آن را به عنوان آخرین چاره بپذیرند به طورکلی کمک و راهنمایی که زن و شوهر با توسل به آن بتوانند خود را از سرگردانی و حیرت ناشی از طلاق نجات دهند بسیار کم است.
طلاق، احساسات تلخ و ناباوری را به همراه دارد که درک آن برای بیشتر خانواده ها مشکل است؛ بچه ها اغلب از تغییر و تحولاتی که رخ می دهد ناآگاه هستند و والدین احساس می کنند در چنین موقعیتی نمی توانند به فرزندان خود اعتماد به نفس کافی دهند.
از سویی زن و شوهری که از هم جدا می شوند نیاز دارند در مدت سخت و دشوار جدایی به نحوی مورد حمایت قرار گیرند و مهمترین راه برای رسیدن به این هدف، رها کردن آنها از احساس گناه و تقصیر است.

*****

با توجه به اهمیت این موضوع گفت وگویی را با منیره نظری، مشاور خانواده و برنامه ریزی تحصیلی و مسئول کانون بانوان شهرداری انجام دادیم.
نظری در خصوص تاثیر طلاق بر روی کودکان بیان داشت: دعوا و اختلاف بین والدین بر سر حضانت فرزند مشکل زیادی را برای خانواده ایجاد می کند و روانشناسان بالینی سعی می کنند تا راه حلی به جز دعوا و اختلاف بین والدین ارائه کنند و آنها با این دوره کنار بیایند.
وی با بیان این مطلب که بیشترین آمار طلاق در هفت سال اول زندگی زناشویی که معمولا کودکان خردسال می باشند رخ می دهد افزود:فقط 10 درصد طلاق ها بعد از گذشت 20 سال از زندگی اتفاق می افتد و روانشناسان پیشنهاد می کنند اگر قصد جدایی دارید، کاری کنید تا بچه هایتان از هم جدا نشوند.
نظری ادامه داد: در روانشناسی بحث هماهنگ کنندگی والدین مطرح است و باید والدین هماهنگ باشند و روانشناسان بر روی نیازهای رشد و هیجانی فرزندان و حل مشکلات والدین بدون اینکه نیاز به دادگاه و قاضی باشد متمرکز می شوند و به والدین می آموزند در شرایطی که در حال طلاق گرفتن هستند چگونه در تربیت فرزند خود همکاری داشته باشند.

این مشاور و روانشناس بالینی خاطرنشان کرد: پدر و مادری که که جدا از هم هستند، بی ثباتی را برای فرزند به ارمغان می آورند و پدر و مادری کردن بی ثبات، باعث تربیت فرزند بی ثبات و در نتیجه افسردگی و بلاتکلیفی فرزند می شود .

منیره نظری

نظری با اشاره به اینکهدر کشور ما بحران طلاق وجود دارد و 70 درصد از ازدواج ها به طلاق ختم می شود افزود: از این میزان، بیشتر ازدواج های زیر 23 سال، منجر به طلاق است و در شرایطی که تفاوت فرهنگی بین دختر و پسر زیاد است و ازدواج هایی که خانواده ها شباهتی به یکدیگر ندارند به احتمال زیاد به طلاق ختم می شود.
وی تاکید کرد: باید به والدینی که در حین طلاق و جدا شدن هستند آموزش دهیم که علی رغم جدایی ولی هنوز پدر و مادر هستند و باید با همکاری یکدیگر فرزند خود را تربیت کنند.
این مشاور خانواده با بیان اینکه اختلافات و بگو و مگو لفظی با افزایش مشکلات روانی و هیجانی فرزندان و مشکلات برونی سازی (مشکلات سلوک) رابطه د ارد اضافه کرد: اینگونه بچه ها معمولا عذاب وجدانی درباره کارهایی که می کنند ندارند و معمولا در آینده به راحتی زندگی زناشویی خود را ترک می کنند و طلاق می گیرند.
نظری ادامه داد:گاهی والدینی که با اختلاف و دعوا با هم زندگی می کنند یک مثلث سازی بین خود به وجود می آورند؛ یعنی یکی از والدین، بچه را سمت خود می کشاند و علیه والد مخالف آن بچه را تحریک منفی می کنند.
وی در پاسخ به اینکه اگر فرزند بتواند در جریان طلاق، ارتباط مناسبی با یکی از والدین خود برقرار کند آنگاه آسیب کمتری می بیند اظهار داشت: وقتی فرزندی یک بزرگتر و یا اطرافیان خود را جایگزین والدین می کند خطرات کمتری می بیند ولی هرگز جای والدین را برای او پر نمی کند.
نظری افزود: بر اساس تحقیقات انجام شده یکی از دلایلی که بچه های طلاق مشکلات هیجانی و رفتاری نشان می دهند خود طلاق نیست بلکه دعواهای بین والدین است و در شرایط دعوا و اختلافات، بچه ها بیشتر مشکلات هیجانی را تجربه می کنند.

طلاق

وی در بخش دیگری از سخنانش اذعان داشت: مشکلات مالی بعد از جدایی باعث می شود در درجه اول برای خانم ها و در درجه دوم برای مردی که مهریه پرداخت می کند؛ اضطراب افزایش یابد و این والدین با فرزند خود با بی حوصلگی برخورد نمایند.
این مشاورخانواده با بیان اینکه خانواده هایی که با آرامش از یکدیگر طلاق می گیرند، بچه هایشان آرامتر می باشند افزود: در خانواده هایی که طلاق با دعوا ، کشمکش و اختلاف همراه است بچه ها آرامش کمتری دارند و به نفع فرزندان است که والدین از هم جدا شوند.
نظری ادامه داد:در خانواده هایی که والدین طلاق عاطفی دارند، باعث می شود والدین نظارت و حمایت عاطفی بر روی فرزندان نداشته باشند و با بی توجهی با فرزند برخورد کنند و فرزند به بیراهه زیادی کشیده می شود.
وی در پاسخ به اینکه تاثیر طلاق بر روی فرزندان چه پیامدی دارد گفت: از تاثیرات طلاق بر روی بچه ها، اختلالات سلوک یعنی رفتارهای بزهکارانه و جامعه ستیزانه ، افسردگی، اضطراب، اعتیاد، روابط جنسی زود هنگام ، استفاده از الکل و بیش فعالی است و اینگونه کودکان در آینده از همسر خود بیشتر طلاق می گیرند همچنین به سن کودک و شرایطی که والدین از هم جدا می شوند بستگی دارد.
نظری ادامه داد: این بچه ها نسبت به دیگران دلسوزی ندارند و در پسران به شکل رفتار پرخاشگری و سرقت و در دختران به صورت رفتارهای نادرست جنسی خود را نشان می دهد و در 17 سالگی به اوج خود می رسد.
وی در پاسخ به این سوال که آیا بیشتر نوجوانان و بچه های فراری ساکن در کانون اصلاح و تربیت را قربانیان طلاق تشکیل می دهند گفت: اغلب در روستا ها به دلیل نا آگاهی و سن کم والدین و برخی عوامل دیگر شاهد بچه های طلاق هستیم و با توجه به اینکه سرپرست ثابتی ندارند، به همین دلیل آمار بچه های طلاق در کانون اصلاح و تربیت بیشتر است.
وی افزود: این کودکان در آینده که ازدواج می کنند به احتمال بیشتری رفتارهای بی ملاحظه می پردازند وروابط مملو از تعارض دارند وکمتر احتمال حل مشکلات خود را دارند و در صورتی که حل کنند از مهارت های لازم برای حل آن برخوردار نیستند نظری در پاسخ به اینکه فرزند چگونه می تواند موضوع طلاق والدین را با همسالان خود مطرح کند گفت: بچه های طلاق بسته به مدل شخصیتی و حمایتی که از پدر و مادر و یا یک بزرگتر دریافت می کنند ممکن است دوستان پرخاشگری پیدا کنند و بد اخلاق تر شوند ولی بیشتر گرایش به همسالان نسبت به بزرگسالان خود پیدا می کنند.
وی افزود: این کودکان در آینده که ازدواج می کنند به احتمال بیشتری رفتارهای بی ملاحظه می پردازند وروابط مملو از تعارض دارند و کمتر احتمال حل مشکلات خود را دارند و در صوتی که حل کنند از مهارت های لازم برای حل ان برخوردار نیستند.
این مشاور خانواده به نیرومندترین عوامل پیش بینی کننده طلاق در 10 سال بعدی اشاره نمود و اذعان داشت:خیانت، خرج کردن احمقانه، مشروب خواری، مصرف مواد، ابراز حسادت، پرداختن به عادت های ناراحت کننده و دمدمی بودن می باشد.
نظری در خصوص تاثیر طلاق بر روی مرد و زن گفت: بعد از طلاق مردان وزنان مطلقه دچار کاهش حمایت اجتماعی، افزایش اضطراب و افسردگی و رفتارهای بدون فکر می شوند و برخی پدران که سرپرستی را به عهده ندارند در نتیجه کاهش تماس با فرزندان خود احساس گمگشتگی و بی ریشه بودن می کنند؛ برخی نیز با فعالیت های اجتماعی جنون آمیز، حواس خود را پرت می کنند و اغلب دچار کاهش عزت نفس می شوند و شاید هم دوباره روابط تازه ای آغاز کنند .
این مسئول کانون بانوان شهرداری ادامه داد:کارآموزی، ادامه تحصیلات، پیشرفت شغلی و حمایت اجتماعی خانواده و دوستان در بهزیستی مالی و روانشناختی بسیاری از زنان مطلقه نقش مهمی دارد.
وی با تاکید بر اینکه به جوانان قبل از ازدواج باید بسیاری از اصول روانشناسی و زندگی را یاد دهند افزود: از جمله اینکه وقتی مشکلی پیش می آید به جای قطع رابطه به دنبال راه حل مشکل باشند و در حین ازدواج باید از مشاوره بهره مند شوند و شیوه های حل مسئله را آموزش ببینند.
نظری افزود: بعد از طلاق نیز باید از یک روانشناس کمک گرفته و در صورتی که فرزندی دارند مشورت کنند و راه حلی انتخاب کنند تا فرزند آسیب کمتری از این طلاق ببیند و اگر قصد ازدواج مجدد دارند بچه را کمک کنند تا با موضوع کنار بیاید و با پدر و یا مادر جدید زندگی کند؛ البته برخی از مردان مشاوره را قبول ندارند وحاضر هستند به متخصص اعصاب و روان مراجعه کنند و دارو مصرف کنند ولی نزد مشاور نروند.
وی خاطرنشان کرد: دولت باید به زنان مطلقه توجه بیشتری نماید و یکسری تسهیلاتی بدهد و از مدرسین با تجربه نیز در مدارس استفاده کنند و در این زمینه مسئولین باید همکاری و توجه بیشتری داشته باشند.
وی در پایان با تاکید بر آگاهی و آشنایی کامل جوانان قبل از ازدواج گفت: بهتر است قبل از ازدواج، جوانان با اطلاع خانواده، آشنایی به قصد ازدواج برای چند ماه داشته باشند و نباید سریع ترین راه را به ازدواج ختم کنند؛ در قدیم تعدد فرهنگ ها کم بود ولی امروزه با فرهنگ و تکنولوژی بیشتری مواجه هستیم و جوانان با فرهنگ های مختلف آشنا هستند و همین موضوع لزوم بیشتر اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به جوانان را می طلبد.
در پایان می توان نتیجه گرفت؛ با وجود اینکه تربیت خانوادگی و فرهنگ جامعه همیشه به ما القا کرده که به خاطر سعادت بچه ها صلاح بر این است که پدر و مادر از هم جدا نشوند؛ سال ها مطالعه و تحقیق نشان داده که جنگ و جدال دایمی در خانه اثر معکوس روی روحیه بچه ها دارد.
همچنین امکان اینکهدر خانواده های عاری از عشق و شادی یعنی جایی که همیشه صحنه جنگ و ستیز است ، بچه ها گرفتار مشکلات رفتاری و شخصیتی شوند به مراتب بیشتر از محیط های دیگر است؛ معلوم شده فرزندانی که در خانواده های از هم جدا شده بزرگ می شوند در مقایسه با خانواده هایی که پدر و مادر همیشه با هم در حال کشاکش هستند مشکلات رفتاری کمتری دارند.
انتهای پیام/3007/خ

با کانال صبح قزوین اخبار استان و کشور را دنبال کنید


linkedin

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.