ریشه تاریخی سنت "پنجاه بدر" از کجاست؟
یکشبه 30 اردیبهشت 1397

نگاهی به پیشینه مراسم 19 اردیبهشت ماه در قزوین؛

ریشه تاریخی سنت "پنجاه بدر" از کجاست؟

ریشه تاریخی سنت"پنجاه بدر"  از کجاست؟
کد خبر: 305537/ کدخبرنگار : 100/ تاریخ انتشار: 1397/02/19 ساعت: 2:10 PM


آنچه که امروزه با عنوان پنجاه بدر شناخته می‌شود در حقیقت مراسمی مذهبی بوده برای ادای شکر نسبت به بارش‌های مناسب بهاری و پایان کم آبی.



صبح قزوین؛----علی تقوایی.

19 ادریبهشت ماه هر سال، شهر قزوین میزبان مراسمی ست که طی این سال‌ها با نام «پنجاه بدر» معروف شده است. مراسمی که گمانه زنی‌های متعددی پیرامون ریشه‌ها و مناسک آن وجود دارد.

پنجاه بدر با این نام - که ناظر به قرینه سازی آن با سیزده بدر است- پدیده‌ای جدید و امروزی محسوب می‌شود، بنابراین قدمتی ندارد. چنانکه تا پیش از استان شدن قزوین کمتر کسی حتی در شهر قزوین نام پنجاه بدر را شنیده بود با این حال اگرچه این اسم جدید است و متأخر، اما این رسم، قدیم است و متقدم که حتی قدمتی کهن‌تر از شهر قزوین دارد.

برهمین اساس باید ریشه‌های آیین و مناسک روز 19 اردیبهشت ماه را در سه دوره اسطوره شناسی، تاریخ صفویه و دوره معاصر جستجو کرد.

این مراسم – که مشابه آن در میان سایر نواحی کشور مانند شیراز و کرمان نیز وجود دارد- سالانه در باغات جنوبی شهر قزوین و به طور اخص در منطقه مصلی برگزار می‌شود. در این مراسم تقید خاصی نسبت به غذاهایی که استفاده می‌شود وجود دارد که دیماج، آش رشته و آجیل اصلی‌ترین آنهاست.

همچنین توزیع غذای نذری نیز یکی دیگر از مناسک عبادی این روز در قزوین است اما گذشته از توزیع نذری برپا داشتن نماز باران، نماز شکر، قرائت ادعیه و حاجت خواهی نیز از دیگر شعائر مذهبی است که در این روز اجرا می‌شود.

اما این موراد همگی مناسکی است که امروزه در این آیین سنتی برگزار می‌شود و ریشه‌های این رسم کهن محسوب نمی‌شود چنانکه برای رسیدن به سرمنشا شکل‌گیری آئین پنجاه بدر باید در ورای این مناسک، از چشم انداز دیگری جستجو کرد.

ریشه‌های اساطیری
آب مقدس ترین جلوه طبیعت در زندگی انسان است. تقدسی که مرهون خویشکاری این عنصر طبیعی در زندگی بشر بوده چنانکه حضور آن زندگی و غیبت آن مرگ انسان و طبیعت را رقم می‌زد.

بنابراین چندان عجیب نیست که از میان عناصر طبیعی، آب از ساحت نیاز و حتی احترام بشر نیز فراتر رود و به مرحله الوهیت و نیایش برسد. برهمین اساس در عصر پیش از ظهور اسلام شاهدیم که در فرهنگ‌های گوناگون در جهان و ایران زمین، انسان‌ها برای آب، تشخص خداگونه‌ای قائل هستند و برای آن الهه تعیین می‌کنند.

در یونان باستان «کالیپسو» و در ایران باستان «آناهیتا» رب النوع آب‌ها هستند که اولی در میان مردمان یونان و روم باستان و دومی نیز با ادغام دین زرتشت و آئین میترائیسم، در ایران مورد پرستش قرار می‌گرفته است.

با این حال «میرچالیاده» اسطوره شناس و دین پژوه رومانیایی معتقد است که قدیمی‌ترین و فراگیرترین گزارشی که در مورد تقدس آب وجود داشته مربوط به آئین «شمنیست» با قدمت 10 هزار ساله در آسیای میانه می‌شود.

شمنیست آئینی است که مناسک آن بر پایه تعالیم «شمن‌ها» استوار بوده و شمن‌ها نیز نخستین حکیمان بشریت بودند که علم را نه از طریق آگاهیِ تجربی و استدلالِ فلسفی که از طریق شهود، خلسه و اشراق کسب می‌کرده و به دیگران انتقال می‌داده اند. (شمنیسم فنون کهن خلسه؛ میرچاالیاده، ص85).

الیاده در کتاب «رساله در تاریخ ادیان» توضیح می‌دهد که ریشه باور به رب النوع‌های آب در یونان، مصر، هند و ایران ِزرتشتی را باید در باورهای آئین شمنیسم جستجو کرد. در واقع هم آناهیتا و هم کالیپسو از فرهنگ شمن باوری وارد آسیای غربی و اروپا شده است چرا که باور به تقدس آب، 6 هزار سال زودتر از شکل گیری تمدن‌های یونان و ایرانِ زرتشتی، یکی از جوهره‌های اساسی آئین شمنیست بوده است.

تقدس آب در نزد کاسی‌ها
بی مناسبت نیست که آئین تقدس و تکریم آب در قزوین متاثر از آئین شمنیسم بوده باشد به ویژه آنکه در منابع تاریخی چون «تاریخ ایران باستان» اثر «رومن گیرشمن» قدیمی‌ترین ساکنان قزوین «کاسی»ها یا «کاسپین»ها ذکر شده‌اند. اما ارتباط کاسی های قزوین با شمن باوران چه بوده است؟

«استیو راویلسون» شرق شناس بریتانیایی معتقد است: «کاسی‌ها از نژادهای پیشاآریایی بودند که از مناطق آسیای میانه به سمت فلات ایران مهاجرت کردند و در حواشی جنوبی و جنوب غربی دریایی که با مهاجرت آنها کاسپین نامیده شد، ساکن شدند. این اقوام التصاقی زبان و دارای مذهب شمنیستی بودند». (P-154. Cambridge University Press2009؛Ancient migration)

امروز سنگ قبرهای باستانی که به تمدن و شهر باستانی «یئری» در مشکین شهر تعلق دارد و نیز قبرستان تاریخی دانسفهان در استان قزوین که هر دو به اقوام «شاهسون» و «افشار» تعلق دارد از جمله مهمترین نشانه‌ها و یادگارهای حضور آیین باستانی شمنیسم در ایران محسوب می‌شود.

خط تصویری نقش بسته بر سنگ قبرهای گورستان دانسفهان رسوباتی از این آئین کهن در ذهن و زندگی ایرانیان را نشان می‌دهد که امروز برای ما به یادگار مانده و به همین ترتیب نیز الگوی باستانی قبرستان تاریخی دانسفهان سنگ قبرهای گورستان یئری اردبیل است.

برهمین اساس اگر از میان همه مناسکی که در روز پنجاه بدر در قزوین برگزار می‌شود، اساس را بر تکریم آب و باران بگذاریم باید گفت که ریشه آئین پنجاه بدر متعلق به زمان مهاجرت کاسی‌ها به قزوین است و یا اسناد قابل توجهی وجود دارد که به ما می‌گوید تقدیس و تکریم آب و باران از 4 هزار سال پیش در قزوین دارای آئین و مناسک بوده است.

البته کیفیت دقیق مهاجرت کاسی‌ها به دلیل گذشت اعصار بسیار کهن از آن حادثه برای مورخین مجهول است و تنها کلیاتی در این رابطه وجود دارد اما به مدد استفاده از دانش‌های مکمل تاریخ، یعنی اسطوره و انسان شناسی می‌توان تا حدودی از مناسک این اقوام -که باور به تقدس و جاندار بودن آب یکی از پایه‌های آن محسوب می‌شده است- آگاه شد.

نماز باران در عصر و حضور پادشاه صفوی
در اعصار اسلامی یکی از ادوار شکوهمند تمدن ایران و شیعه، تشکیل و قدرت یابی حکومت صفویه است که با ایجاد ایرانی متحد و قوی پس از قرن‌ها سرانجام مرزهای ایران را به گستردگی «ایران تاریخی» می‌رسانند، مضافاً بر اینکه در دوره 5 پادشاه نخست صفویه، بی سابقه ترین ادوار رفاه، عمران و آبادانی برای ایرانیان به ارمغان آورده شد. (تاریخ اجتماعی صفویان؛ سید غلام صدر. ص:255).

در این زمان قزوین به مدت نیم قرن پایتخت صفویان بود که این نیم قرن نیز اوج تمدن و تاریخ این شهر محسوب می‌شود.

قزوین در این نیم قرن حتی از تهدیدات عثمانی نیز برکنار می‌ماند و عمران و آبادانی بی سابقه‌ای را در گستره خود شاهد می‌شود با این حال خسّت آسمان امری نبود که کنترل آن از عهده توان ساختاری صفویان برآید. بنابراین در دوره زمامداری شاه طهماسب صفوی در پایتخت حکومت یعنی قزوین، کم آبی بی‌سابقه ای بر این شهر عارض می‌شود.

آنگونه که «طاهر بن علی نخجوانی» در تذکره «لسان الملک» توضیح می‌دهد شاه صفوی برای حل این مشکل به همراه فقها و اعیان و اکابر شهر، نماز باران را به جا می‌آورند و پس از آن «تا دو هفته علی الدوام و پس از آن نیز گهی خرد و گهی کلان، باب آسمان بر روی جماعت نفوس گشاده گشت و این حالت فرج تا هفته‌های بعد از نوروز ثبات داشت».

نخجوانی شرح می‌دهد که پس از سپری شدن این سال زراعی که چندین هفته پس از عید نوروز بوده است، شاه و رعیت به شادمانی و بجا آوردن نماز شکر می‌پردازند.

این روایت در خور تأمل ترین منبعی است که می‌توان آن را در دوره اسلامی به عنوان بخشی از سرمنشاء مراسم 19 اردیبهشت ماه در قزوین قلمداد کرد. بنابراین آنچه که امروزه با عنوان پنجاه بدر شناخته می‌شود در حقیقت مراسمی مذهبی بوده برای ادای شکر نسبت به بارش‌های مناسب بهاری و پایان کم آبی و قرینه سازی آن با سیزده بدر – که از اساس فلسفه دیگری در ورای خود دارد- و نیز اطلاق عناوینی چون «سیزده بدر قزوینی‌ها» کاملاً بی اساس و نابجاست.

برهمین اساس نیز رسومی چون چسباندن سنگ به دیوار و تقیّد به پخت غذایی‌هایی خاص از جمله حواشی متأخر این آئین هستند که طی قرن اخیر به این مراسم اضافه شده اند. کما اینکه این اضافات نیز کاملاً طبیعی است و از خصوصیات آئین‌های کهن و به ویژه آئین های دینی این است که در بسیاری از مواقع با سنت ادغام می‌شوند.

برهمین اساس آنچه که امروزه پنجاه بدر خوانده می‌شود ابتدا براساس یک نیاز غریزی و فطری در میان انسان‌ها شکل گرفته و پس از آن با ورود به عصر شکل گیری اساطیر و ادیان بدوی و به ویژه با مهاجرت کاسی‌های شمن باور به داخل فلات ایران مناسک آن وضعیت پیچیده تری پیدا می‌کند.

اما در عصر اسلامی تنها رسوباتی از این عقاید بدوی اما غریزی در زندگی مردمان این خطه رسوب می‌کند و آداب آنها بیش تر جنبه مذهبی می‌یابد تا جنبه اسطوره ای یا بدوی تا در عصر حاضر پنچاه بدر امروزی شکل می‌گیرد که امروز ما آن را با هر بهانه و فلسفی ای ، روزی می‌دانیم در تکریم طبیعت و نعمت‌های خدادادی که همیشه رزق و روزی انسان‌ها بوده است.
انتهای پیام/2002


با کانال صبح قزوین اخبار استان و کشور را دنبال کنید


linkedin

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.