همراهی سعودی‌ها و احمدی‌نژادی‌ها در اتهام به ایران
پنج شنبه 30 فروردین 1397

ریشه توهین حامیان فرقه بهار به شهدای مدافع حرم کجاست؟

همراهی سعودی‌ها و احمدی‌نژادی‌ها در اتهام به ایران

همراهی سعودی‌ها و احمدی‌نژادی‌ها در اتهام به ایران
کد خبر: 300971/ کدخبرنگار : 24/ تاریخ انتشار: 1397/01/22 ساعت: 10:21 AM


احمدی نژاد در جریان جنگ سوریه با تقلیل فتنه صهیونیستی شام به جنگ داخلی، آن را دعوای ملت سوریه با یکدیگر معرفی کرد و اینگونه نسخه بی طرفی در این خصوص را پیچید.



به گزارش سرویس سیاسی  صبح قزوین، نامه ای که پسوندهای دهان پرکنی چون «انقلابی» را برای امضاکنندگان آن یدک می کشید، مملو از یاس و ناامیدی و خودکم‌بینی و توهین بود. این جوانان مدعی انقلابی(بخوانید احمدی‌نژادی)در نامه به رهبرانقلاب همچون تمام مستکبرین به قدرت جمهوری اسلامی ایران در منطقه به عنوان میراث شهدای مدافع حرم تاختند و از این قدرت به عنوان«سلطه جویی منطقه ای» یاد کردند! 
 
توهین های فرقه احمدی‌نژاد به دستگاه های قانونی، آرمان های انقلابی و شخصیت های ارزشی چون قاسم سلیمانی تمامی ندارد. در آخرین مورد با نگاهی به نامه سرگشاده وهتاکانه معروف به 300نفر از حامیان احمدی‌نژاد به رهبرانقلاب می توان فاصله چنین افرادی با آرمان های انقلابی را به خوبی فهمید. نامه ای که تاجزاده از فعالان فتنه 88 ونزدیکان محمدخاتمی، نیز با خوشحالی از انتشار آن استقبال کرد.
 
در قسمتی از این نامه حامیان فرقه بهار با همنوایی با نتانیاهو، ترامپ، ترزامی و بن سلمان به سیاست های منطقه ای ایران حمله کرده و آن رابه عنوان «سلطه جویی منطقه ای» معرفی کردند.  آنها در ادامه این نامه، کاهش محبوییت ایران در منطقه و جهان را از نتایج عمل به این «راهبرد غلط» معرفی کردند!
 
 این آدرس غلط موجب شد تا نماینده رهبرانقلاب در شورایعالی امنیت ملی به تندی به آن واکنش دهد. دکتر جلیلی  با واکنش به این اهانت ها گفت:
 «کسانی که جمهوری اسلامی را هم نوا با امریکا و اسلام امریکایی متهم به «سلطه جویی منطقه ای» می کنند آیا نباید از این تحلیل خود احساس شرم کنند؟ آیا تحلیل های همسو با امریکا و اسلام امریکایی را می توان بیان صادقانه از توصیف وضع موجود تلقی کرد؟...اگر نتانیاهو، ترامپ، ترزامی و بن سلمان ما را به «سلطه جویی منطقه ای» متهم می کنند برای آن است که دفاع رهبری و مردم ما از مردم مظلوم فلسطین را «سلطه جویی منطقه ای» می نامند. آنها دفاع از کشورهای منطقه را در برابر اشغالگری امریکا «سلطه جویی منطقه ای» می دانند، آنها مبارزه با پیاده نظام امریکا و رژیم صهیونیستی چون داعش را «سلطه جویی منطقه ای» می خوانند.»
 
اما این اهانت اقلیت احمدی‌نژادی به دستاورد شهدای مدافع حرم در منطقه ناشی از چیست؟
شکی نیست که سال 96 سال پیروزی های منطقه ای جمهوری اسلامی ایران وشکست طرح های آمریکایی چون جنایت های داعش در سوریه، تجزیه کشورهای منطقه و جدایی طلبی کردستان عراق، درگیری های داخلی در لبنان و بریدن سر حزب الله بود. اما نتایج بدست آمده 180درجه خلاف خواست جبهه صهیونیستی-سعودی و آمریکایی درآمد. اتفاقی که منجر به عصبانیت شدید دشمنان شده است تا جاییکه ولیعهد جوان عربستان با اتهام‌زنی، ایران را به آلمان نازی تشبیه می کند که درصدد «سلطه جویی منطقه ای» است. این ادبیات توسط آمریکا و اروپا هم دامن زده می شود و در نهایت فرقه احمدی نژای د نیز با آن همراهی میکند.
 
راهبرد نظام از شروع بیداری اسلامی در منطقه و فتنه شام با مخالفت خوانی رئیس دولت وقت و حلقه اطرافیان احمدی نژاد رو به رو شد. مواضع احمدی نژاد و یارغار او یعنی اسفندیار رحیم مشایی در خصوص فتنه سوریه صراحتا خبر از مخالفت آنها در حمایت از سوریه می دهد.
 
احمدی نژاد در جریان جنگ سوریه با تقلیل فتنه بزرگ شام به جنگ داخلی، آن را دعوای ملت سوریه با یکدیگر معرفی کرد و اینگونه نسخه بی طرفی در این خصوص را پیچید. این صحبت ها در اردیبهشت 1391 در حالی بود که بیش از یک سال از شروع این بحران گذشته بود و ذات خشن تروریست ها و فتنه خارجی طراحی شده برای محور مقاومت خود را نشان داده بود.
 
احمدی نژاد در مصاحبه مهرماه سال 91 با الجزیره با طفره رفتن و عدم حمایت از سوریه مدعی می شود: ««سوریه دوستان بسیاری دارد که قبل از ما به کمک او بشتابند» 
 
احمدی نژاد به حدی با حضور ایران در سوریه و مقابله با طراحی صهیونیست ها جدیت دارد که حتی در اوج جنایت داعش در سوریه در یک سخنرانی دخالت در این جنگ را شیطانی خواند. صوت زیر مربوط به مرداد ماه سال ۹۵ است. زمانی که داعش در اوج قدرت بود. او میگوید دو طرف درگیری از آمریکا اسلحه می خرند پس شیطانی هستند.
 
اسفندیار رحیم مشایی هم در جلسه شورای اطلاع رسانی دولت در این خصوص صحبت هایی کرد که ترس و سردرگمی در آن موج می زند. مشایی با اشاره به جنگ سوریه و صف کشی جبهه دشمنان علیه این کشور، دولت را از اعلام موضع در این خصوص نهی می کند و آن را خلاف منافع ملی معرفی می کند.
 
مشایی که مشخص نبود چه مسئولیتی در دولت دارد که اعلام می کند «دولت موضع بدون ملاحظه در مورد سوریه را اشتباه می‌داند» می گوید: «در شرایطی قرار داریم که مخالفان و معارضان به یک قدرت تبدیل شده‌اند. در صحنه عمل توانستند اقدامات موثر و چشم‌گیری انجام دهند. در نشست‌هایی با حضور بیش از ۱۳۰ کشور، مخالفان به رسمیت شناخته شده‌اند. وضعیت مطلوب نیست. ما در کشور باید مراقبت کنیم حرف‌هایی که می‌زنیم، منافع کشور را تأمین کند و خدای نکرده بهانه‌ای برای زیر سوال بردن موقعیت و منافع ما ندهد.»
 
 او در موضعی انفعالی و عجیب، مخفی کردن حمایت ایران از مردم سوریه ومحور مقاومت را تجویز کرده و ادامه می دهد: «اگر ادبیات ما به گونه‌ای باشد که نشان دهد ایران نقشی دارد، در واقع خط تبلیغی غرب را مورد پشتیبانی قرار می‌دهد. ما باید همه ملاحظات را داشته باشیم چون نمی‌دانیم چه اتفاقی در سوریه می‌افتد.»
 
وی صراحتا بیان می کند که نباید در مقابل جبهه جهانی(یعنی خواست آمریکا و اروپا) قرار بگیریم. مشایی حتی از همان ابتدا قافیه را باخته و از عواقب شکست ایران در سوریه می گوید: «نباید کاری کنیم که معنایش این باشد که جبهه جهانی تصمیم گرفته که حکومت عوض بشود و ایران به هیچ وجه در این مساله نه تنها همراهی نکرده بلکه به پشتیبانی از یک حکومت غیر مردمی به پاخواسته، دخالت کرده و ایستاده اما سرانجام شکست خورده است.»
 
ماجرای سکوت احمدی نژاد در مقابل طراحی سعودی-صهیونیستی
مشایی آشکارا از نظر احمدی نژاد در خصوص سوریه پرده بر میدارد. او ماجرای حضور احمدی نژاد در سازمان همکاری های اسلامی به رهبری عربستان و عدم موضع گیری قاطع در حمایت از نظام حاکم در سوریه را با افتخار بیان کرده و انتقاداتی که در همان زمان در این خصوص شد را با خوشحالی تعریف می کند: « آقای احمدی‌نژاد شرکت کردند و یک سری به صحبت‌های احمدی‌نژاد ایراد گرفتند که باید می‌گفت که بشار اسد باید بماند و به هیچ وجه ما قبول نمی‌کنیم که برود و شما(سعودی و متحدانش) هر کاری بکنید، ما هستیم. همه جهان علیه بشار بسیج شده؛ ایران کنار اسد بایستد و همه جهان بخواهند عوض شود، قابل تعویض نیست. »
 
توهین به سردارمقاومت
جریانی که ورود به فتنه سوریه و مبارزه با تروریست ها را شیطانی می دانست اما بعد از 7سال از تلاش نیروهای انقلابی و جان فشانی های مدافعان حرم، در اقدامی برنامه ریزی شده به سردارحاج قاسم سلیمانی بدترین اهانت ها را می کند وبرچسب «قهرمان پلاستیکی» را به ایشان می دهد تا انتقام سیاست هایی که به مذاق فرقه شان خوش نمی آید را بگیرد.
 
یکی از سمپات های این فرقه برای پوشش چنین خط رسانه ای، قاسم سلیمانی را «قهرمان پلاستیکی» و مدافعان حرم را «تفنگداران جمهوری اسلامی» خطاب کرده و در ادعایی سبک مغزانه می‌گوید: «حضور نظامی» ایران در منطقه برای آن است که بر عقب‌نشینی هسته‌ای سرپوش گذاشته شود. او به بهترین وجه ممکن، نظرات قطب‌های فکری خود درباره سوریه و مدافعان حرم را به نمایش گذاشته است و منافقانه بودن پیام تبریک احمدی‌نژاد به سردار سلیمانی در هنگام نابودی داعش و شرکت در مراسم تشییع شهید حججی و مدافعان حرم را به خوبی نمایان کرده است.
 
با همه دشمنی های این فرقه با قدرت منطقه ای ایران، احمدی نژاد در اقدامی نفاق گونه پیام تبریکی خطاب به سردارمقاومت صادر می کند. وی در سال های گذشته سعی زیادی کرده تا در یادواره ها و مراسم های شهدای مدافع حرم به سخنرانی بپردازد، شهدایی که دفاع از حرم اهل بیت و حضور مجاهدانه در سوریه برای حفظ محور مقاومت را برخلاف احمدی نژاد الهی و برحسب تکلیف می دانند.
 
سردار حمید محبی، جانشین اطلاعات نیروی زمینی سپاه در خصوص پاپس کشیدن احمدیب نژاد در موضوع سوریه می گوید:
 
«زمانی که جنگ و شورش به دروازه‌ها و خیابان‌های دمشق کشید برخی از مسئولان ما نیز پا پس کشیدند و رییس جمهور وقت آقای احمدی‌نژاد هم می‌گفتند که دیگر در سوریه هزینه نکنیم زیرا کار بشار اسد تمام شده است، ما سال‌ها با روسیه بر سر این موضوع اختلاف نظر داشتیم که باید از شخص بشار اسد حمایت کنیم، در حالی که روس‌ها بر این عقیده بودند که باید از حکومت طیف اسد حتی اگر شده بدون اسد و با فرد دیگری حمایت کنیم. وقتی این موضوع را به مقام معظم رهبری گفتیم حضرت آقا فرمودند اگر یک گام عقب بکشیم باید در گام‌های بعدی نیز کوتاه بیاییم.»
 
جلیلی دبیر وقت شورایعالی امنیت ملی در تاریخ 7 مرداد 95 در یادواره شهدای مسجد لولاگر تهران نیز در این خصوص می گوید: 
 
«زمانی که جنگ سوریه شروع شد (همزمان با دولت دهم) خیلی ها آن ابتدا دچار تردید شدند که باید به سوریه کمک کنیم یا نه ولی جوانان مدافع حرم و بصیر ما در این مسیر تردید به خود راه ندادند، نترسیدند و آن حماسه های بزرگ را خلق کردند.»
 
کانال منتسب به فرقه بهار با انتشار بخشی از یک مصاحبه با علی کورانی، راز عدم حمایت از بشار اسد و شیطانی دانستن جنگ سوریه و ارسال پیام محبت آمیز به پادشاهان یمن و اردن توسط احمدی‌نژاد را بر ملا کرد!
 
 
بی‌میل به سوریه، مایل به دربار یمن و اردن!
بی میلی احمدی نژاد و حلقه بسته و کوچک او به حمایت از مردم و نظام سوریه در قبال دشمنی های آمریکا در حالی بود که او نگاه ویژه ای به رژیم های بدنام یمن و اردن داشت.
 
احمدی‌نژاد در مرداد ۸۹ طی احکامی اسفنديار رحيم‌مشايی را به عنوان نماينده ويژه رييس‌جمهور در امور خاورميانه، حميد بقايی را به عنوان نماينده ويژه رييس‌جمهور در امور آسيا، محمدمهدی آخوندزاده را به عنوان نماينده ويژه رييس‌جمهور در امور دريای خزر و ابوالفضل زهره‌وند را به عنوان نماينده ويژه رييس جمهور در امور افغانستان منصوب کرد.
 
او خطاب به بقایی نوشته بود «نظر به تعهد، دانش و تجارب مفيد جنابعالي، به موجب اين حكم به عنوان نماينده ويژه رييس‌جمهور در امور آسيا منصوب مي‌شويد»! جای سوال جدی است که آقای بقایی چه دانش و تجربه‌ای در امور دیپلماسی داشته است؟
 
سه ماه بعد و پیرو این حکم، بقایی در آذر ۸۹ پیام ویژه احمدی‌نژاد را به «علی عبدالله صالح» تقدیم کرد و با او به عنوان کشور دوست و  برادر گفتگو کرد. این دیدار در حالی بود که یک و نیم سال بود هیچ مقامی از دو کشور با یکدیگر ملاقات نداشتند و «عبدالله صالح» بارها ایران را به دخالت در امور داخلی یمن و حمایت از حوثی‌ها متهم کرده بود!
 
این اتفاقات در حالی بود که احمدی‌نژاد علیرغم سیاست‌های روشن نظام و جبهه مقاومت، هیچگاه حاضر نشد با دولت بشار اسد ارتباطی حتی در سطح نمایندگی برقرار کند.
 
این اقدامات که با احکام انتصاب احمدی‌نژاد برای مشایی و بقایی به عنوان نمایندگان ویژه رییس جمهور در امور خاورمیانه و آسیا انجام می‌گرفت، به وضوح با سیاست نظام در پروژه بیداری اسلامی متفاوت بود. جدای از آن که مشایی و بقایی بدون یک روز سابقه دیپلماتیک، حائز چنین مسئولیت‌هایی می‌شدند. این اقدامات البته توسط رهبر انقلاب با تذکر رو برو شد. رهبر انقلاب در شهریور ۸۹ به این نحوه موازی‌کاری احمدی‌نژاد در سیاست خارجی واکنش نشان دادند:
 
«یک مسئله‌ی دیگر هم در مدیریتهای دولتی، کار موازی است. در دولت نباید کارهای موازی انجام بگیرد... تناقض در تصمیم‌گیریها به وجود می‌آید - وقتی دو دستگاه مسئول یک کاری هستند، این یک تصمیم میگیرد، آن هم یک تصمیم دیگر میگیرد - و رابعاً از همه بالاتر، مسئولیت لوث میشود. فرض کنید توی فلان مسئله‌ی اقتصادی یا مسئله‌ی فرهنگی یا مسئله‌ی سیاست خارجی یا هرچه، اگر چنانچه یک مشکلی پیش بیاید، مسئولیت لوث میشود. وقتی کار موازی انجام گرفت، مسئولیت لوث میشود... در داخل دولت، دیگر نبایستی از این موازیکاریها به وجود بیاید. حالا یک موارد خاصی هست؛ اما کلیاش این است که موازیکاری خوب نیست.»
 
پس از بقایی، مشایی نیز بعنوان نماینده ویژه رییس جمهور راهی دربار پادشاه اردن شد تا پیام تحکیم روابط! با پادشاه اردن را به او برساند. بعدا نیز مشخص شد که مشایی در این دیدار از او برای شرکت در جشن نوروز در تخت جمشید دعوت کرده است که البته وزرای خارجه ایران (متکی و صالحی) از آن ابراز بی‌اطلاعی کردند. همه اینها در زمانی بود که آقای احمدی‌نژاد در مصاحبه‌های رسمی خود از حمایت از سوریه امتناع می‌کرد.
 
حالا که تئوری پردازی های مشایی و احمدی نژاد و پیش گویی های غیرمتخصصانه آنان از وضعیت سوریه جواب نداده است به خوبی می توان به چرایی دشمنی احمدی نژادی ها با سیاست های منطقه ای ایران وهمصدایی آنها با آمریکا-رژیم صهیونیستی و سعودی هاپاسخ داد و منظور قسمتی از نامه هتاکانه آنها به رهبرانقلاب که پرچمدار مقاومت بوده است را متوجه شد.
 
امام راحل، این مبارز راستین عدالت خواهی، سال ها قبل ضمن ترسیم راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی، پاسخ کسانی که جمهوری اسلامی را به سیاست «سلطه طلبی» متهم می نمایند را اینگونه فریاد زده اند:
 
  البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین الملل اسلامی مان بارهااعلام نموده ایم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوكران امریكا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفكر تشكیل امپراتوری بزرگ می‌گذارند، از آن باكی نداریم و استقبال می‌كنیم. ما درصددخشكانیدن ریشه ‌های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و كمونیزم در جهان هستیم. ماتصمیم گرفته ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایی را كه بر این سه پایه استوارگردیده اند نابود كنیم ؛ و نظام اسلام رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - را در جهان استكبار ترویج نماییم. و دیر یا زود ملت‌های دربند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود از گسترش باجخواهی و مصونیت كارگزاران امریكایی، حتی اگر با مبارزه قهرآمیز هم شده باشد، جلوگیری می‌كنیم. ان شاءالله ما نخواهیم گذاشت از كعبه و حج، این منبربزرگی كه بر بلندای بام انسانیت باید صدای مظلومان را به همه عالم منعكس سازد وآوای توحید را طنین اندازد، صدای سازش با امریكا و شوروی و كفر و شرك نواخته شود. و از خدا می‌خواهیم كه این قدرت را به ما ارزانی دارد كه نه تنها از كعبه مسلمین، كه از كلیسا‌های جهان نیز ناقوس مرگ امریكا و شوروی را به صدا درآوریم .



انتهای پیام/1404
منبع: رجا


با کانال صبح قزوین اخبار استان و کشور را دنبال کنید


linkedin

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.