روزهای سخت ملت با دولت تا 1400
سه شبه 4 مهر 1396

ادامه رکود ملی و رونق واردات؛

روزهای سخت ملت با دولت تا 1400/ لاریجانی کامیاب و اصلاح طلبان ناکام

روزهای سخت ملت با دولت تا 1400/ لاریجانی کامیاب و اصلاح طلبان ناکام
کد خبر: 264907/ کدخبرنگار : 7/ تاریخ انتشار: 1396/06/08 ساعت: 10:24 AM


اگر قرار باشد اوضاع معیشتی و اقتصادی بسیار وخیم مردم را هم درنظر بگیریم کافیست تا چشم اندازی از روزهای سخت ملت را با دولت روحانی تا 1400 ترسیم کنیم. چشم انداز تلخی که شاید تا دولت‌های بعدی کماکان میراث دار آن باشیم.



صبح قزوین؛____علی تقوایی.

در آستانه هفته دولت و در نخستین ماه‌های آغاز به کار کابینه دوزادهم بی مناسبت نیست که از اوضاع دولت تدبیر و امید گفت. اوضاعی که می‌توان آن را فراتر از صفاتی چون «خوب» و یا «بد»، بسیار پیچیده توصیف کرد. آن هم پیچیدگی که نه صرفا در بخش اقتصاد و مملکت داری بلکه در بخش سیاست و امور اجتماعی نیز گریبانگیر دولت و ملت شده است.

در این رابطه یکی از مثال‌های عینی از وضعیت پیچیده دولت، رابطه آن با بدنه اجتماعی و سران اصلاح طلب است از این نظر شاید دولت تدبیر و امید تنها کابینه ای باشد که درست پس از چند هفته از اقبال کم نظیرآرای اصلاح طلبان، حالا مغضوب اصلاح طلبان شده است.

چرا که درست باز هم بعد از چند هفته، همۀ آن وعده‌های زیبای اصحاب تدبیر و امید برای اصلاح طلبان فراموش شد و تو گویی که اصلا این روحانی نبود که از انتصاب وزرای زن، رفع حصر سران فتنه، بکارگیری وزرای اصلاح طلب و سایر وعده‌هایی از این دست سخن می‌گفت و حالا صفحه‌های اجتماعی شخصیت‌های متنفذ اصلاحات مملو از انتقاد از روحانی و خلف وعده‌هایی هستند که به زعم آنها خیلی زود از جانب او رقم خورده است.

با این حال این تنها شمه ای از اوضاع پیچیده و البته نه چندان مساعد دولت در آستانه هفته دولت است و شرایط در بخش‌های دیگر به ویژه بخش اقتصاد و معیشت مردم بسی حادتر و بغرنج تر است.

لاریجانی کامیاب و اصلاح طلبان ناکام

اصلاح طلبان تعیین کننده ترین نقش را در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایفا کرده اند. آنها توانستند با متحد ساختن بدنه اجتماعی خود و جذب آرای سرگردان، حجت الاسلام روحانی را به ریاست جمهوری برسانند. مردی که پیش از این اتحاد، هرگز نه مانند محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری سابق، دارای پایگاه مردمی و نه مانند محمد خاتمی رئیس جمهور اسبق، صاحب پایگاهی از جنس طبقۀ متوسط ایرانی بود.

با این حال حجت الاسلام روحانی که پیش تر در دوره اول ریاست جمهوری خود وعده‌های اطلاح طلب پسندانه متعددی داده بود و از قضا به هیچ کدام از آنها هم عمل نکرده بود در انتخابات 96 باز هم دست به دامان سید اصلاحات شد. استمدادی که نتیجه آن تَکرار دولت تدبیر و امید با رای کم نظیر 26 میلیون ایرانی شد.

اما اصلاح طبانی که سرمست از پیروزی غرورآفرین خود بودند ناگهان خود را نه با دولت مطلوب محمدخاتمی بلکه با دولت سهامی علی لاریجانی مواجه دیدند. چنانکه وزارت کشور در این حدود 5 سال ملک مطلق تیم لاریجانی بود. آن هم وزارت کشوری که استانداران را برمی‌گزیند و می‌تواند بسط دهنده و یا قلع و قمع کننده اصلاحات در استان‌ها باشد و حالا همه اینها یک جا در دستان یک اصولگراست و البته این همان چیزی نبود که بدنه اجتماعی اصلاحات به خاطر آن به پای صندوق‌ها رفتند و به روحانی رای دادند.

ثلالۀ محصوره و وعده‌های بی سرانجام روحانی
نزدیک به 5 سال گذشته مطلقا خبری از تلاش آقای روحانی و تیم دولت برای رفع حصر از سران فتنه وجود ندارد. از آن فراتر به تعبیر عباس عبدی: «مطالبه از دولت برای رفع حصر، موجبات نفرت و بعضا تمسخر دولتمردان تدبیر و امید را فراهم می‌کند».

جملات عبدی یکی از لیدرهای اصلی جریان اصلاح طلب پربیراه نیست؛ چرا که روحانی فرد زرنگی و البته آگاه از ساده اندیشی همیشگی اصلاح طلبان است او همیشه در بزنگاه های حساس ظاهر می‌شود و یکی، دو جمله کلی، مبهم ولی بشدت هیجانی در مورد ثلاله محصوره می‌گوید، اصلاح طلبان را به هیجان می‌آورد اما بعد از آن رفع حصر از یاد می‌رود و او دوباره سراغ پیرمردهای میلیارد و قدرت طلبِ کارگزارانی اش می‌رود و البته که باز همان آش است و همان کاسه تا بزنگاه بعدی و به هیجان آوردن‌های بعدی.

مثلا پیش تر او گفته بود: « با حصر مخالفم... حصر چیز خوبی نیست... امیدوارم آنها از حصر آزاد شوند» خب این جملات مبهم و گنگ یعنی چه؟ آیا این جملات انصارحزب الله است یا رئیس جمهور محبوب اصلاح طلبان؟!

و سرانجام آن 13 میلیونی که در انتخابات به روحانی نه گفتن را باید به دلایل بربادِ رفتنِ پایگاهِ اجتماعیِ دولت افزود تا در نهایت سرنوشت پیروزی‌های اطلاحات باز هم به دست پیرمردهای کارگزارانی رقم خورد که همیشه سوار بر گردۀ پیروزی‌های آن ساده اندیشانِ هیجان مدار بوده اند. شهردار تهران آخرین ورژن ساده اندیشی و هیجان مداری اصلاح طلبان.

از اقتصاد تا سیاست سرمایه‌هایی که روحانی در حال از دست دادن آن‌هاست 
دولت یازدهم بالاترین میزان بدهی‌های داخلی را به نام خود ثبت کرده است. تنها در شش ماهه دوم سال 95 این مبلغ به میزان 8 هزار میلیارد تومان رو به افزایش بود که با پرداخت نشدن آن، تبدیل به دیونی برای سالیان آینده دولت و چه بسا که دولت‌های پساروحانی گردد.

این حجم وحشتناک از بدهی‌های داخلی در حالی رقم می‌خورد که اصحاب تدبیر و امید توانسته بودند «ال سی» بانک‌های جمهوری اسلامی را از تحریم های یکطرفانه غرب رهایی بخشند و از سویی نیز سودسرشاری از قِبل انعقاد برجام دستکم عاید خزانه خود کنند.

اما این پول کجا رفت و چه شد؟ گزینه‌های زیادی روی میز مردم وجود دارد. از وام به خودروسازان دغل پیشه تا هزینه‌های هنگفت انتخاباتی دولت و البته ریخت و پاش‌ها در نهادهای نورچشمی چون دانشگاه آزاد در زمانِ زعامت جاسبی و امثالهم.

نرخ تورم و شک و شبهه‌هایی در صداقت
تیم اقتصادی دولت و از جمله حجت الاسلام روحانی 5 سال است که به خوبی نشان داده اند شناخت چندانی از تفاوت میان دو اصطلاح «کاهش نرخ تورم» و «ایجاد رکود» ندارند.

آنها مدعی هستند که تورم را از ابتدای سال 95 تک رقمی کرده اند که البته همین ادعای تیم دولت نیز از سوی خود آنها نقض شده است؛ چرا که بانک مرکزی اعلام می‌کند تورم نقطه ای کشور تک رقمی شده اما از آن مهم تر نرخ شش ماهه و سالانه تورم است که هنوز روی 15 درصد می‌چرخد با این حال دولتیان و از جمله شخص رئیس جمهور در کل این یک سال و نیم در اعلام نرخ واقعی تورم کشور رویِ آمار سازی‌های دولت مهرورز را سفید کرد.

رئیس جمهور تاکید دارد که نرخ تورم کشور تک رقمی و معادل 8/9 است حال آنکه گذشته از صحت و سقم این آمار و نقض آن از سوی بانک مرکزی و البته ورشکستگی بیش از 3 هزار کارخانه طی پنج سال اخیر، کشور نه در مسیر کاهش تورم که در شرایط رکود قرار دارد و اگر قرار باشد دولت اقدام به آزادسازی سپرده‌های بانکی، اعطای وام به صنایع کوچک و بنگاه های زودبازده، تزریق پول به تامین اجتماعی و افزایش دستمزدها کند در آن صورت است که یکی از شرط‌های کاهش تورم یعنی رونق دادن به تولید و خرید محصولات را اجرا کرده است.

سئوال اینجاست آیا با انجام این روند منطقی و علمیِ کاهشِ تورم کابیه تدبیر و امید خواهد توانست تورم را کنترل کند؟ خیر؛ چون لازمه کنترل تورم در این شرایط اعطای وام و تسهیلات به همه بخش‌های تولید ملی آن هم بدون بهره یا به تعبیر درست تر نزول است و از سویی تولید ملی باید با افزایش دستمزدها به مرحله خرید ملی برسد و این یعنی همان عدالت اقتصادی- اجتماعی که گمشده اصلی دولت است.

نیازی به رد کردن این گمشده در کابینه نیست؛ دولت در این پنج سال نشان داده که به چیز دیگری می‌اندیشد و از آنجا که پیرمردهای میلیاردرِ کارگزاران کارنامه درخشانی در سیاست‌های تعدیل اقتصادی دهه 60 و 70 از خود به یادگار گذاشته هرگز نقدینگی کشور را تا زمانی که خودروسازان حماسه ساز حضور دارند صرف افزایش دستمزدها و تزریق به بخش تولید ملی نخواهند کرد.

60درصد رشد واردات، آیا دولت می‌خواهد اقتصاد مقاومتی را به سخره بگیرد؟
عبارات قابل تامل اکبر ترکان، مرد در سایه دولت تدبیر و امید را همه در خاطر داریم چهار سال پیش آنجا که وی گفته بود: «اگر درهای تجارت جهانی روی کشور باز شود ایرانی‌ها تنها در پختن آبگوشت پزباش تخصص و تبحر دارند» و حالا پس از گذشت این چهارسال و با وجود توصیه‌ها و حتی دستورات رهبری و مُرّ قانون، دولت تدبیر و امید عملا نشان داده که این فرمایش جناب ترکان را سرلوحه اقدامات خود قرار داده است.

البته در عالم الفاظ و سخن گفتن چیز دیگری حاکم است مثلا نوبخت مسئول بنگاه سخن پراکنی دولت می‌گوید: «ما در در عمل به اقتصاد مقاومتی بی سابقه ترین کارنامه را از خود برجای گذاشته ایم».

دولت در زمینه واردات و پشت کردن به اقتصاد مقاومتی کاملا با بی سلیقگی و آماتورگونه عمل کرده است چنانکه در چشم انداز اقتصاد مقاومتی ما باید در فاز اول تنها ضروری ترین اقلام زندگی، پیچیده ترین کالاهای دفاعی، پزشکی و صنعتی را واردات کنیم و البته واردات اقلامی که امکان تولید آنها به هیچ وجه در کشور مقرون به صرفه و یا ممکن نیست. آنگاه در فازهای بعدی ما خود سازنده کالاهای پیچیده دفاعی، پزشکی و صنعتی خواهیم بود.

اما دولت در عمل چه کرده است؟ آمارها می‌گوید طی سه سال اخیر واردات ما از چهار کشور چین، ترکیه، هندوستان و امارات به میزان 60 درصد افزایش داشته است و البته از نام این کشورها و سابقه واردات از آنها پیداست که واردات ما از آنها قطعا اقلامی چون دستگاه‌های پزشکی و صنایع چاپ و یا تسلیحات نظامی نیست بلکه عمده واردات ما از آنها شامل لوستر، آدامس، محصولات باغی، ادکلن، ظروف آشپزخانه، محصولات تزئینی، اسباب بازی، البسه، کیف و کفش و حتی با نهایت افتخار صنایع دستی قصبات چین است.

دولت ارز کشور را برای تهیه این اقلام حیاتی! که صورت اسامی آنها برگرفته از گزارش خود اوست خارج می‌کند و از این طریق اقتصاد ملی کشور را به قهقرا می‌کشاند و از سویی نیز با واردات اقلامی که جدا واردات آنها نهایت بی خردیست تولید ملی را فلج می‌کند.

یک نمونه عینی در این رابطه واردات رسمی آدامس از ترکیه است که صنایع این محصول را در ایران به زمین گرم کوبید و بیش از 6 کارخانه تولید کننده آن را به بحران ورشکستگی کشاند.

اما ای کاش دولتمردان تدبیر و امید کمی از برج عاج تحصیل در معتبرترین دانشگاه‌های جهان و انتزاعیات دانشگاه های ایران پیاده می‌شدند و می‌دانستند که حداقل اگر قرار است ارز کشور را به خان یغما رود، کارگر و تولیدکننده داخلی به زمین گرم بخورد اجازه واردات خودروهای ارزان قیمت و یا دستگاه ها و داروهای پزشکی باکیفیت و سایر اقلامی از این دست را صادر می کردند.

روزهای سخت ملت با دولت تا 1400
دولتمردان خیلی زود بدنه اجتماعی خود را نزد اصلاح طلبان از دست داده اند، اصلاح طلبان از چینش کابینه بشدت ناراضی هستند و در عوض دولتمردان از عملکرد فراکسیون امید انتقاد دارند. از سویی رهبران و لیدرهای اصلاحات رسما در حال ایستادن در برابر روحانی هستند و معتقدند که روحانی با وعده‌های بی سرانجام خود در مورد زنان، رفع حصر و اعطای آزادی به رسانه‌های جریان چپ آنها رابه سخره گرفته است.

در این میان اصولگرایان و بدنه اجتماعی آنها هم جای خود را دارد و اگر قرار باشد اوضاع معیشتی و اقتصادی بسیار وخیم مردم را هم درنظر بگیریم کافیست تا چشم اندازی از روزهای سخت ملت را با دولت روحانی تا 1400 ترسیم کنیم. چشم انداز تلخی که شاید تا دولت‌های بعدی کماکان میراث دار آن باشیم.
انتهای پیام/2002


با کانال صبح قزوین اخبار استان و کشور را دنبال کنید


linkedin

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.