چهارشنبه سفید "ناکثین" و چهارشنبه سرخ "مارقین"
چهار شنبه 7 تیر 1396

یادداشت؛

چهارشنبه سفید "ناکثین" و چهارشنبه سرخ "مارقین"

چهارشنبه سفید"ناکثین" و چهارشنبه سرخ"مارقین"
کد خبر: 251608/ کدخبرنگار : 24/ تاریخ انتشار: 1396/03/25 ساعت: 12:40 PM


چه در عرصه فرهنگی و چه در عرصه ی امنیتی و نظامی، کشور نیازمند صدای واحد است، نیازمند اقتدار و مقاومت است، اقتداری بر خواسته از اسلام علوی و به تعبیر حضرت امام اسلام ناب محمدی(ص). در سایه ی این اسلام است که استکبار و فرزندانش- التقاط و التحاد- نابود می شود و گرنه با خوانش هایی مانند اسلام رحمانی و اسلام مذاکره چیزی جز خسارت محض نصیب مان نمی شود.



به گزارش سرویس سیاسی  صبح قزوین، در روزها و هفته های گذشته با دو چهارشنبه و دو جنگ و تهاجم، علیه ملت مسلمان و مومن ایران روبرو شدیم که یکی را سفید نامیدند و دیگری را سرخ نامیدیم. یکی چهارشنبه های سفید که هدفش اشاعه ی فحشا، بی حیایی و بی عفتی از طریق پدیده ی نحس و حرام کشف حجاب بود که فارغ از همه ی دیدگاه ها هدفش نظام خانواده به عنوان نماد سلامت جامعه در ایران و افساد اجتماع از طریق افساد این نهاد مقدس است؛ و دیگری چهارشنبه ی سرخ که هدفش ترور، قتل، کشتار، ارعاب و سلب امنیت و سلب حیثیت نظام مقدس جمهوری اسلامی در مکان هایی کاملا نمادین برای ما-حرم حضرت امام خمینی(قدس) به عنوان ریشه فکری نظام و مجلس شورای اسلامی به عنوان جمهوریت نظام-بود؛ یکی از سنخ جنگ نرم و دیگری از سنخ جنگ سخت. یکی عملیاتی ضد فرهنگی و ضد ارزشی و دیگری عملیاتی ضد امنیتی که هرکدام از این دو نبرد و تهاجم تلفاتی برای ما داشته است. تلفات تهاجم سرخ آسمانی می شوند و محسوس هستند ولی تلفات تهاجم سفید جهنمی و نا محسوس.

در این یادداشت چند محور اصلی حول این دو موضوع بررسی می شود: 1. کیستی فرماندهی این دو عملیات، 2. سنخ عاملان این عملیات، 3. عملکرد نهادهای داخلی در قبال این دو عملیات.

1. سوال اول، فرمانده و طراح اصلی این عملیات ها کیست؟ آیا داعش است؟ آیا عربستان است؟ آیا ضد انقلاب فراری است؟ کوته فکری است اگر کسی خیال کند و یا حتی فکر کند و تحلیل ارائه دهد که طراحی و فرماندهی عملیات های خرابکارانه چه از جنس نرم و چه از جنس سخت، به دست افراد و یا گروه هایی است که نام شان برده شد. کشوری مانند عربستان و یا ضد انقلاب فراری مانند مسیح علی‌نژاد در حد و اندازه های نظام جمهوری اسلامی نیستند که بخواهند حتی ضربه ی کوچکی به ایران اسلامی بزنند و افتادن در دام این تحلیل ها تنزل عزت و منزلت نظام و موجب گم کردن دشمن اصلی است در نتیجه اگر کسی دشمن اصلی را گم کند دچار اشتباه استراتژیک می شود و خطوط حمله و دفاع خود را اشتباه ترسیم کرده و به طور مثال گمان میکند که دولت مستکبری مانند آمریکا قابل اعتماد و قابل مذاکره است و لذا در همین جا ضربه میخورد که نمونه هایی از این دست در زمان کنونی بیشمار است.

دشمن اصلی ما و فرمانده ی این چنین عملیات هایی شیطان اکبر یعنی آمریکا و فرزند نامشروعش اسرائیل است. در این چند وقت بعد از این اتفاقات تحلیل های زیادی مبنی بر طراحی عربستان، حمایتش و... نوشته شد که همه ی این ها ناشی از ضعف دشمن شناسی است. دشمن اصلی ما آمریکاست و ما وقتی پیروز می شویم که استکبار جهانی به سردمداری آمریکا و ایادی باطلش را مورد تهاجم قرار دهیم و به قول امام روح الله:« ما می‌گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم.

ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم. پس‌ای فرزندان ارتشی و سپاهی و بسیجی‌ام، وای نیروهای مردمی، هرگز از دست دادن موضعی را با تأثر و گرفتن مکانی را با غرور و شادی بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدری ناچیزند که تمامی دنیا در مقایسه با آخرت.» طراح، هدایت کننده و برنامه ریز اصلی اینگونه اتفاقات سرویس های خبیث جاسوسی-اطلاعاتی آمریکا هستند که بعد از سال ها از سیلی انقلاب اسلامی احساس درد و سوزش می کنند و با طراحی چنین عملیات هایی به گمان خود می خواهند سد راه انقلاب اسلامی شوند. آمریکا در حقیقت پرچم دار اسلام آمریکایی و اسلام التقاطی شده است که این روح فاسد را در کالبد ولد نامشروعی از جنس مرفهین بی درد و قاتلینی وحشی دمیده است و این دو طفل حرام زاده از یک پدر هستند با مادرانی متعدد.

2. سوال بعدی، عاملان این عملیات ها از چه سنخی هستند؟ چه افرادی هستند؟ قبل از اینکه به این سوالات پاسخ داده شود لازم است نکته ای متذکر شود، و آن اینکه همه ی مردم ایران از اقوام مختلف و با مذاهب مختلف ایرانی هستند و عاملان اینگونه عملیات ها هیچ نسبتی با ایرانیان ندارند. و اما سنخ و جنس عاملان این عملیات ها چگونه است؟

با مراجعه به تاریخ اسلام و تاریخ حکومت امام علی علیه السلام با دو گروه منحط و منحرف مواجه می شویم، ناکثین و مارقین. امیرالمومنین علیه السلام درباره ناکثین می فرمایند:« پس چون به امر خلافت قیام کردم، طایفه ای نقض بیعت کردند..» ناکثین از لحاظ روحیه، پول پرستان بودند، صاحبان مطامع و طرفدار تبعیض. مارقین نیز به گفته ی ایشان جمعیتی بودند که از دین خارج شدند-همان خوارج. این گروه روحشان روح عصبیت‌های ناروا و خشکه مقدسی ها و جهالت‌های خطرناک بود که امام علی علیه السلام نسبت به همه این‌ها دافعه ای نیرومند و حالتی آشتی ناپذیر داشت. با نگاهی تطبیقی و تحلیلی نسبت به تاریخ اسلام و وضع کنونی جامعه‌ی اسلامی، عینیت هایی از آن جریان ها را می توان دید و به تعبیر شهید بزرگوار استاد مطهری، باید شمر و یزید زمانه را شناخت.

عاملان چهارشنبه‌ی بی حیایی و بی عفتی، عده ای دنیا پرست هستند که زمانی در قافله ی انقلاب و اسلام قرار داشتند اما هنگامی که انقلاب برایشان عایدی به همراه نداشت و شهوت و حرص ثروت و مکنت شان را ارضاء نکرد، نقض عهد و پیمان شکنی کردند و جیره خوار شیطان بزرگ شدند، همان‌هایی که در اوایل انقلاب به خاطر نقص حجاب برخی خانم ها پونز در پیشانی شان فرو می‌کردند، عده ای انقلابی‌نما و واپس گرا که اکنون لندن نشین و نیویورک نشین شدند و از آن جا دستورات ارباب و کدخدای‌شان را برای ایران عزیز نشخوار می کنند.

و اما عاملان چهارشنبه‌ی خونین در مجلس و حرم امام، همان هایی هستند که تفاله هایی نجس از دین شیطان را به خوردشان داده اند و مانند مارقین وحشی صفت در عصر امیرالمونین(ع) جان مردم را هدر دانستند و عده ای مومن روزه دار خداجو را به شهادت رساندند. این افراد نتیجه ی اسلام التقاطی هستند و مصداق بارز خروج کنندگان از دین اند که بویی از نسیم حیات بخش اسلام به مشام شان نرسیده است.

3. اما مورد سوم، نهادها و دستگاه های داخلی در برخورد با این مهاجمان چگونه برخورد کردند؟

یک.باید از رئیس جمهور محترم طلب کرد که در رفتار و گفتارش نسبت به نهادهای اصلی حافظ امنیت اصلاح ایجاد کند کما اینکه این چنین عملیات هایی حاصل همان گفتمان اشتباه-اسلام رحمانی- از اسلام و تساهل و تسامح بی جا، و تخریب هایی است که در مناظرات انتخاباتی انجام شد و ناشی از سازش هایی است که برای ملت و کشور هزینه ساز شده است و ایضا می بایست نسبت به انتخاب وزیر اطلاعاتی متخصص و شجاع از ایشان طلب کرد تا دیگر چنین افتضاحاتی چه در عرصه ی نرم و چه در عرصه ی سخت بوجود نیاید. وزیر اطلاعاتی که قاطع و مصداق اشداء علی الکفار باشد، چون در این نهاد امنیتی و اطلاعاتی نیازمند قاطعیت و شدت برخورد با سلب کنندگان امنیت و هنجارشکنان ارزش های اسلامی وجود دارد. لازم است این موضوع را به مسئولان محترم متذکر شد که در اجرا و رعایت اصول و ارزش های اسلامی، هیچ تساهل و تسامحی وجود ندارد.

دو. در اینجا وجه تفاوتی خود را آشکار می‌کند و آن هم در نحوه‌ی برخورد با این دو تهاجم. فارغ از همه ی ابهامات و کوتاهی ها در قضیه‌ی مجلس و حرم امام، کل نیروهای نظامی و امنیتی بسیج شدند و به صورتی کاملا تهاجمی عاملان ترور را چه فرمانده و طراح میانی این عملیات که در خارج از مرزها بود و چه عاملان داخلی و تروریست های حاضر در صحنه را به سزای اعمالشان رساندند اما دستگاه های فرهنگی و نهادهای دینی و قرارگاه فرماندهی فرهنگی در قبال چهارشنبه های سفید و تهاجم علیه نظام خانواده در ایران چه کردند؟ آیا شاهد تهاجم فرهنگی به سمت دشمن بودیم یا جز انفعال چیزی دیده نشد؟ در برابر عاملان ترور و ناامنی یک صدای واحد از داخل کشور شنیده شد، اما در برابر عاملان بی عفتی چطور؟

وزارت ارشاد، معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری و حوزه های علمیه در چه فضایی به سر می‌برند؟ چرا وزیر ارشاد برای مسائل فرعی است، نامه نگاری می‌کند اما برای چنین مسئله ی مهمی سکوت اختیار کرده؟ کجاست عملیات تهاجمی وزارت خانه فرهنگ؟ خانم مولاوردی چه می‌کند؟ معاونت زیر نظر ایشان با سوئد که جزء سه رتبه ی اول تعداد حرام زاده در دنیا است، حول موضوع مهم خانواده تفاهم نامه امضا می کند اما دربرابر جریان مهاجم به نظام خانواده لال شده است، چرا؟ خانم مولاوردی خیال تان راحت، پای بانوان هم به ورزشگاه ها باز شد، خدا را شکر که این مسئله ی اساسی به سرانجام رسید! حوزه های محترم علمیه قم در چه حالی هستند؟ آیا وقت آن نرسیده که اقدامی ایجابی انجام دهند؟ راستی مراجع و روحانیت معظم از باز شدن پای خانم ها به ورزشگاه ها ناراحت نشدند؟

قطعا جواب سوال های بالا مشخص است کما اینکه رهبر معظم انقلاب در دیدار چند روز گذشته با دانشجویان این موضوع را به خوبی برای ما تبیین کردند:«گاهی اوقات انسان احساس میکند دستگاه‌های مرکزی فکر و فرهنگ و سیاست و مانند اینها دچار اختلالند، دچار تعطیلند؛ واقعاً آدم گاهی اوقات احساس میکند. حالا مثلاً فرض بفرمایید این‌همه ما مسئله‌ی فرهنگی در کشور داریم، مسائل مهم که شاید من بتوانم ده مسئله‌ی اصلیِ فرهنگی را بشمارم که اینها دچار مشکل است؛ فرض کنید مسئله‌ی سینما، یک مسئله‌ی مهم است،[یعنی] مسئله‌ی فرهنگی مهمّی است که سینمای کشور چه جوری اداره میشود، از کجا پشتیبانی میشود -حالا پشتیبانی خارجی هم پیدا میکنند برای فیلم‌ها- اداره‌ی هنر کشور و سینما که چیز کوچکی نیست؛ مثلاً فرض کنید ده مسئله‌ی این‌جوری میشود پیدا کرد،[امّا] ناگهان می‌بینید مثلاً فرض کنید اینکه فلان آهنگ قبل از افطار پخش بشود یا نشود، میشود مسئله‌ی اصلی؛ نامه‌نگاری میکنند! پیدا است که این دستگاه اختلال پیدا کرده که مسئله‌ی اصلی را از مسئله‌ی فرعی تشخیص نمیدهد و یک مسئله‌ی اصلاً بی‌اعتبارِ بی‌اهمّیّت فرعی را به‌عنوان یک مسئله‌ی اصلی، درشت میکنند. وقتی این‌جوری دستگاه‌های مرکزی اختلال دارند، آن‌وقت اینجا جای همان آتش‌به‌اختیاری است که عرض کردم.» و متاسفانه در امر فرهنگ در کشور صدای واحدی وجود ندارد و این مقوله‌ی مهم در دست نا اهلان گرفتار شده است.

و اما حرف آخر، چه در عرصه فرهنگی و چه در عرصه ی امنیتی و نظامی، کشور نیازمند صدای واحد است، نیازمند اقتدار و مقاومت است، اقتداری بر خواسته از اسلام علوی و به تعبیر حضرت امام اسلام ناب محمدی. در سایه ی این اسلام است که استکبار و فرزندانش- التقاط و التحاد- نابود می شود و گرنه با خوانش هایی مانند اسلام رحمانی و اسلام مذاکره چیزی جز خسارت محض نصیب مان نمی شود.

انتهای پیام/1404



منبع خبر : دانا

با کانال صبح قزوین اخبار استان و کشور را دنبال کنید


linkedin

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.