تبعات امنیتی ننگنامه برجام برای امنیت کشور فاجعه است
یکشبه 3 بهمن 1395

بیانیه بسيج دانشجويي دانشگاه بين‌المللي امام خميني(ره) قزوين:

تبعات امنیتی ننگنامه برجام برای امنیت کشور فاجعه است

تبعات امنیتی ننگنامه برجام برای امنیت کشور فاجعه است
کد خبر: 216129/ کدخبرنگار : 23/ تاریخ انتشار: 1395/07/27 ساعت: 9:18 AM


​بسيج دانشجويي دانشگاه بين‌المللي امام (ره) قزوين با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: ​​تبعات فاجعه بارِ امنیتی ننگنامه برجام برای امنیت کشور آنقدر گسترده است که تبعات علمی وحتی تبعات فاجعه آمیزِ اقتصادیِ آن بر عرصه علمی و اقتصادی کشور در مقابل آن ناچیز است.



به گزارش سرویس دانشگاه صبح قزوین، بسیج دانشجویی دانشگاه بین‌المللی امام (ره) قزوین با صدور بیانیه‌ای پیرامون امنیت ستیزی و اقتدارشکنی جریان لیبرال داخلی با عنوان سایه افکندن شبح جنگ بر سر ایران به واسطه برجام اعلام کرد: تبعات فاجعه بارِ امنیتی ننگنامه برجام برای امنیت کشور آنقدر گسترده است که تبعات علمی و فنی و حتی تبعات فاجعه آمیزِ اقتصادیِ آن بر عرصه علمی و اقتصادی کشور در مقابل آن ناچیز است.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است: در بیانیه شماره یک که چندی پیش منتشر شد با دلایل متقن و غیر قابل خدشه و ارائه شواهد و قرائن متعدد، بر روی این تئوریِ دروغین خط بطلان کشیده شد که عده ای اظهار می داشتند: “مهم ترین اثر برجام این بود که سایه شوم تهدید از بالای سر ما رد شد، دشمنان پرونده ما را به شورای امنیت برده بودند و هر زمانی ممکن بود کشور ما دچار یک جنگ ناخواسته شود و این تهدید از سر مردم رد شد.” و در نهایت دروغ بودن این تئوری بر همگان اثبات گردید.

در بیانیه مذکور به مقوله ای اشاره گردید که از آن به مثلث اقتدار شکنی و امنیت زُدایی JCPOA ، IPC و FATF تعبیر می گردد که با توجه به محدودیت فضای نوشتار پیشین، امکان تشریح هر سه مورد فراهم نگردیده بود لذا بنا را بر این گذاشتیم تا در نوشتارهای آتی به آن موارد نیز پرداخته شود.

پیشتر و در تشریح مقوله برجام (JCPOA) به دو اظهار نظر تقریباً یکسان، یکی از سوی رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و دیگری از جانب یکی از مقامات رژیم صهیونیستی اشاره گردید که به عنوان دیباچه برای شروع بیانیه شماره ۲ بار دیگر بدان اشاره می نماییم.

مدتی پس از انعقاد قرارداد ترکمنچای هسته ای و ننگنامه برجام (JCPOA)، رئیس جمهور آمریکا در تاریخ ۶ شهریورماه ۱۳۹۴ در پاسخ به پرسش های دو تن از رهبران اصلی جامعه یهودیان آمریکا _ که فیلم این دیدار در اکثر رسانه های جهان منتشر شد _ از توافق هسته ای با ایران اینگونه دفاع نمود: ” آمریکا چاره ای جز توافق با ایران نداشت … فکر می کنم اگر این توافق را رد می کردیم، ایران را در صندلی راننده می نشاندیم و آنها همدردی بین المللی را برای خود می خریدند و می توانستند آمریکا و اسرائیل را منزوی کنند. فکر می کنم در آن صورت تحریم ها فرو می ریخت و نتیجه ای عاید ما نمی شد؛ از این رو ایران به بخشی از آن پنجاه و شش میلیارد دلار میرسید و اقتصادش به هرحال به سمت بهبودی می رفت … اگر این توافق اجرا شود، همه مسیرها حداقل به مدت پانزده سال مسدود می شود … من مطمئن هستم که پانزده سال دیگر رئیس جمهور آمریکا در موقعیتی خواهد بود که می تواند اقدامات لازم را از جمله اقدام بالقوه نظامی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای به عمل آورد و برای این کار در موضع قوی تر قرار خواهد داشت.” در همان روزها یکی دیگر از مقامات آمریکایی نیز اینگونه اظهار داشت: ” اکنون (پس از برجام) شرایط بیش از هر زمان دیگر برای حمله نظامی به ایران فراهم شده است.”

یوزی ایلیام، مدیر پیشین کمیسیون انرژی اتمی رژیم صهیونیستی نیز چندی پیش طی یادداشتی به مناسبت سالگرد یک سالگی برجام که در وبگاه لابی یهودی “J Street” منتشر شد تصریح کرد: ” این توافق ، توافق خوبی برای اسرائیل بوده و ما را امن‌تر خواهد کرد … این توافق یک موفقیت بزرگ بوده است.”

حال سئوال اینجاست به راستی مگر برجام از میان تمام خسارت های سنگینی که برای کشور به بار آورده است چه چیز دیگری در خود نهفته دارد که به تعبیر مقامات آمریکایی، طرف های غربی را برای حمله نظامی به ایران در موضع قوی تری قرار خواهد داد و امنیت اسرائیل را بیشتر خواهد کرد؟!! مگر سران دولت راستگویان!!! پس از برجام نگفتند سایه شوم جنگ از سر کشور کنار رفت _ سایه ای که اساساً از ابتدا وجود نداشت _ پس اظهار نظرهای دشمنان قسم خورده این مرز و بوم از چه حقیقتِ تلخِ نهفته ای در محتوای برجام حکایت دارد؟!

برای پاسخ به این پرسش اشاره به موارد ذیل خالی از لطف نیست.

۱) پروژه آنسکام (UNSCOM):

در ۲ آگوست سال ۱۹۹۰ تقریباً دو سال پس از جنگ تحمیلیِ رژیم بعث عراق علیه انقلاب اسلامی ایران ، صدام به منظور الحاق کویت به خاک عراق به این کشور حمله نمود و زمینه بحرانی منطقه ای و جهانی را پدید آورد. آمریکا نیز در بهمن ماه سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) با ائتلافی از نیروهای سازمان ملل متحد به کویت یورش برد و طی عملیاتی موسوم به “عملیات طوفان صحرا” که از آن به جنگ اول خلیج فارس نیز تعبیر می شود به نیروهای عراقی حمله کرد و ارتش صدام را از کویت بیرون راند.
در همین اثنا سازمان ملل متحد اقدام به صدور قطعنامه هایی سنگین علیه رژیم بعث صدام نمود و تحریم های فلج کننده ای را علیه عراق وضع کرد که دلیل اصلی این تحریم ها وجود سلاح های کشتار جمعی از جمله سلاح های بیولوژیک و شیمیایی در عراق بود. صدام زیر فشارهای سازمان ملل و چند کشور مؤتلف در نهایت با درخواست شورای امنیت مبنی بر ورود بازرسان ویژه سازمان ملل تحت عنوان آنسکام (UNSCOM) موافقت کرد و این سرآغازی شد بر پایانی شوم نه تنها برای دیکتاتور ملعونی همچون صدام بلکه برای ملت مظلوم عراق.

مبتنی بر پروژه آنسکام، رژیم بازرسی های گسترده ای علیه عراق اعمال شد که به مدت هفت سال از سال ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۸ ادامه داشت و طی این مدت بازرسان سازمان ملل به هر مکانی از عراق که سازمان های جاسوسی غربی از آنها می خواستند ورود می کردند _ به اذعان هانس بلیکس رئیس بازرسان پروژه آنسکام _ و به جمع آوری اخبار و اطلاعات از نقطه مورد نظر می پرداختند و در این راستا با هر کس که می خواستند مصاحبه _ بخوانید بازجویی _ می نمودند و به هر سندی که می خواستند دسترسی پیدا می کردند و حتی کپی برداری می نمودند.

در کوتاه کلام باید گفت بازرسان سازمان ملل _ بخوانید جاسوس های سرویس های اطلاعاتی غربی _ در خلال بازرسی های گسترده ی پروژه آنسکام، سندی در عراق نبود که بدان دسترسی پیدا نکرده باشند، مکانی در عراق نبود که از آن بازرسی نکرده باشند، مرکز نظامی ای در عراق نبود که به آنجا پای نگذاشته باشند، کارخانه تولیدی و صنعتی ای در عراق نبود که گذرشان به آنجا نیافتاده باشد، آزمایشگاه علمی و پژوهشی ای در عراق نبود که اطلاعات آن را جمع آوری نکرده باشند، دانشگاهی در عراق نبود که از مراکز علمی و فنی آن بازرسی به عمل نیاورده باشند و اما فاجعه بار ترین قسمت آن اینجاست که فردِ متخصصی در عراق نبود که با آن مصاحبه _ بخوانید بازجویی _ نکرده باشند. اشاره به این نکته ضروری است که در خلال پروژه آنسکام حتی از کاخ صدام نیز بازرسی به عمل آوردند.

پس از هفت سال جمع آوری گسترده اطلاعات از مراکز متعدد نظامی، صنعتی و علمی عراق، آمریکایی ها بار دیگر به بهانه نابودی سلاح های کشتار جمعی به عراق حمله کردند و جنگ دوم خلیج فارس را در سال ۱۹۹۸ به راه انداختند و آنگونه که خودشان اذعان داشته اند تنها در مدت ۴ روز تعداد ۹۷ نقطه حیاتی و نظامی عراق را از طریق بمباران هوایی نقطه زنی کردند.

چند سال بعد و پس از وقوع حوادث ۱۱ سپتامبر _ بخوانید خودزنی نظام حاکمه آمریکا _ نیروهای ائتلاف به سرکردگی ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۳ به عراق حمله ای همه جانبه صورت دادند و جالب اینجاست که این حمله نیز مبتنی بر اطلاعاتی صورت گرفت که بازرسان سازمان ملل در خلال پروژه آنسکام از مراکز حساس و حیاتی عراق جمع آوری کرده و در اختیار سرویس های جاسوسی غربی قرار داده بودند.

طی این حمله نیروهای آمریکایی در مدت کوتاه ۲۱ روزه توانستند عراق را شخم بزنند و صدام نگون بخت را سرنگون کنند. این اتفاق در حالی صورت گرفت که به اذعان خود آمریکایی ها، ایالات متحده آمریکا با یک سوم نیرویی که برای حمله به افغانستان استفاده نمود به عراق حمله کرد در حالی که عراق از یک ارتش منسجم و نیروی هوایی مقتدر بهره مند بود ولی افغانستان و نیروهای طالبان به هیچ وجه دارای یک ارتش منسجم و قوی نبودند. اینجاست که نقش بی دلیل اطلاعات به دست آمده توسط بازرسان سازمان ملل _ جاسوس های سرویس های اطلاعاتی غربی _ در پروژه آنسکام نمود عینی پیدا می کند.

اما مصیبت اصلی مردم عراق از این پس شروع شد چراکه بلافاصله پس از سرنگونی صدام، موج گسترده ای از ترورهای سازمان یافته در عراق شروع شد و طی آن در مدت کوتاهی تعداد ۵۵۰۰ نفر از متخصصین عراقی و هر آن کس که به اصطلاح سرش به تنش می ارزید از تکنسین جزء در نظر بگیرید تا مهندس، دانشمند و استاد دانشگاه در خیابان های شهرهای مختلف عراق ترور شدند و نکته جالب توجه اینجاست که از این میان تعداد ۵۰۰ نفر دانشمند هسته ای و فیزیکدان بودند.

و اینگونه شد که کمر عراق شکست چرا که بالاترین سرمایه ی هر کشوری همانا سرمایه انسانی است که در صورت اضمحلال آن دیگر نمی توان به راحتی آن را جبران نمود و سرمایه ی انسانی عراق نیز به واسطه ترورهای سازمان یافته ای که آخرش هم معلوم نشد کار کیست نابود شد. البته با بررسی سبک ترورهایی که صورت گرفته بود بیشترین انگشت اتهام به سمت سازمان جاسوسی موساد اسرائیل نشانه رفته است.

نابودی سرمایه انسانی عراق نیز به واسطه اطلاعاتی صورت گرفت که بازرسان سازمان ملل _ بخوانید جاسوس های سرویس های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل _ در خلال پروژه آنسکام طی مصاحبه _ بخوانید بازجویی _ از متخصصین عراقی بدست آورده بودند.

پس از این توضیح اجمالی پیرامون پروژه آنسکام (UNSCOM) بار دیگر به زمان حال باز می گردیم و در ادامه لازم است به رمزگشایی پیرامون اظهار نظر مقامات آمریکایی درباره برجام (JCPOA) بپردازیم آنجایی که گفتند:” اکنون (پس از برجام) شرایط بیش از هر زمان دیگر برای حمله نظامی به ایران فراهم شده است.”

۲) تهدید های فوق العاده خطرناک برجام برای امنیت ایران:

به هیچ وجه اجازه داده نشود که به بهانه‌ی نظارت، اینها به حریم امنیّتی و دفاعی کشور نفوذ کنند؛ مطلقاً. مسئولین نظامی کشور به هیچ وجه مأذون نیستند که به بهانه‌ی نظارت و به بهانه‌ی بازرسی و مانند این حرفها، بیگانگان را به حریم و حصار امنیّتی و دفاعی کشور راه بدهند، یا توسعه‌ دفاعی کشور را متوقّف کنند؛ توسعه‌ی دفاعی کشور، توانایی دفاعی کشور، مشت محکم ملّت در عرصه‌ی نظامی، این بایستی همچنان محکم بماند و محکم تر بشود؛ یا حمایت ما از برادران مقاوممان در نقاط مختلف؛ اینها مطلقاً نبایستی در مذاکرات مورد خدشه قرار بگیرد. تذکّر بعدی این است که هیچ شیوه‌ی نظارتی غیر متعارف که جمهوری اسلامی را به یک کشور اختصاصی از لحاظ نظارت تبدیل میکند، به هیچ وجه مورد قبول نیست. همین نظارتهای متعارفی که در همه‌ی دنیا معمول است، اینجا هم همان نظارتها[باشد]، و نه بیشتر.”

بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با مداحان اهل بیت علیهم السلام ۲۰/۱/۱۳۹۴

در ادامه این نوشتار بدین وسیله به استحضار ملت شریف ایران می رسانیم که اکنون حدوداً یک سال است که پروژه ای به مراتب خطرناک تر از آنچه تحت عنوان پروژه آنسکام در عراق پیاده شد، در حال اجرا شدن در میهن عزیزمان ایران است؛ چراکه که علیرغم تأکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب مبنی بر عدم راه یافتن بیگانگان به حریم دفاعی کشور، متأسفانه این خط قرمزِ بسیار مهم و حیاتی رهبری نیز نقض شد و وزارت دفاع دولت تدبیر!!! و امید!!! پای بیگانگان را به قلب تپنده صنعت دفاعی کشور که همانا منطقه فوق سری و بسیار حساس پارچین باشد باز نمود و جالب اینجاست که مدت کوتاهی پس از این بازرسیِ به تعبیر دولتمردانِ دولت باسوادان!!!، اعتمادساز، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی، گزارشی مقرضانه و دو پهلو از آنچه در پارچین می گذرد ارائه نمود و آمریکایی ها نیز بلافاصله پس از آن اقدام به جنجال رسانه ای و بین المللی علیه تحرکات به قول خودشان مشکوک ایران در پارچین نمودند و این شد نتیجه اقداماتِ اعتمادساز دولت اعتدال!!!.

اما خطرناک تر از آنچه اشاره شد همانا پذیرش تعهداتی به مراتب فراتر از پروتکل الحاقی است. چراکه در صفحه ۳۹ از متن انگلیسی ننگنامه برجام اینگونه آمده است:

“ N. MODERN TECHNOLOGIES AND LONG TERM PRESENCE OF IAEA:
۶۷٫ Iran will increase the number of designated IAEA inspectors to the range of 130-150 within 9 months from the date of the implementation of the JCPOA, and will generally allow the designation of inspectors from nations that have diplomatic relations with Iran, consistent with its laws and regulations.
ن. تکنولوژی های مدرن (نظارتی) و حضور دراز مدت (بازرسان) آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA):

۶۷٫ ایران در طی ۹ ماه از تاریخ اجرای برجام، تعداد بازرسان منتخب را در محدوده ۱۳۰ الی ۱۵۰ عدد افزایش خواهد داد و بطور عمومی اجازه انتخاب بازرسان از کشورهایی که روابط دیپلماتیک با ایران دارند را، مطابق با قوانین و قواعد خود، خواهد داد.”

همانگونه که ملاحظه شد تعداد ۱۳۰ الی ۱۵۰ بازرس آژانس برای مدت طولانی (LONG TERM PRESENCE) در ایران حضور خواهند داشت و بر کلیه فعالیت های _ گویا هسته ای_ ایران نظارت می کنند و بر اساس تعهد ننگین و ذلت بار پروتکل الحاقی این اجازه را دارند که در هر زمان که اراده کننده و از هر مکانی که بخواهند (any where& any time) بازرسی به عمل آورند دقیقاً مشابه آنچه که در خلال پروژه آنسکام در عراق پیاده کردند که منجر به نابودی زیرساخت های حیاتی و سرمایه های انسانی مردم عراق شد.

حال خود قضاوت کنید که آیا برجام سایه شوم جنگ را از سر کشور رد کرد یا اینکه بدتر شبح جنگ را بر سر ملت پدیدار ساخت؟!!

اشاره به این نکته ضروری است که ترور دانشمندان هسته ای ایران از جمله مصطفی احمدی روشن توسط سازمان جاسوسی اسرائیل دقیقاً مبتنی بر اطلاعاتی صورت گرفت که در سال ۲۰۰۸ توسط بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA) در اختیار موساد اسرائیل قرار داده شده بود و همچنین ویروس ویرانگر استاکس نت (stuxnet) نیز توسط بازرسان آژانس که به بهانه بازرسی وارد تأسیسات اتمی نطنز شده بودند به صورت مخفیانه وارد سیستم کنترل نطنز شد که مبتنی بر اخبار غیر رسمی خسارت های بالایی از جمله انفجار ۱۵۰ سانتریفوژ را به همراه داشت و اگر هوشمندی و واکنش سریع متخصصان جوان صنعت هسته ای کشور _ به ویژه نقش بی بدیل شهید مصطفی احمدی روشن در مهار این ویروس _ نبود چه بسا خسارت های سهمگین و تلفات سنگینی بر صنعت هسته ای کشور وارد می شد.

تبعات فاجعه بارِ امنیتی ننگنامه برجام برای امنیت کشور آنقدر گسترده است که تبعات علمی و فنی و حتی تبعات فاجعه آمیزِ اقتصادیِ آن بر عرصه علمی و اقتصادی کشور در مقابل آن ناچیز است؛ چراکه همانطور که پیشتر اشاره شد حیاتی ترین نیاز انسان ، امنیت است و اگر امنیت نباشد ، به هیچ عنوان پیشرفتی در زمینه های اقتصادی ، علمی و فنی نیز صورت نخواهد پذیرفت.

در بیانیه شماره ۳ بسیج دانشجویی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین که طی روزهای آتی منتشر خواهد شد، بدان ها اشاره خواهیم نمود؛ اما در پایان به این نکته بسنده می کنیم که با توجه به مخاطرات امنیتی که دولت راستگویان!!! برای امنیت ملی کشور به بار آورده است و بسیاری از فجایع دیگر همچون فیش های حقوقی نجومی و ناکامی دولت در بهبود اوضاع معیشتی مردم، به احتمال قریب به یقین این دولت، اولین دولت چهارساله ایران خواهد شد.

و من الله التوفیق

بسیج دانشجویی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین
انتهای پیام/2002
منبع:کیوسنا


با کانال صبح قزوین اخبار استان و کشور را دنبال کنید


linkedin

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.